باز هم چشم های تو را دیدم
باز هم چشم های تو را دیدم
بر سر نهری شاید.......؟!!
.
زلال بود
روان بود
در آن برگی از درختی
جدا نگشته بود
..آبی دریا تا انتها پیدا بود
می رفت که بشود ساحل...
من به اندازه
برخاستن قاصدکی نگاهش کردم....
......./ .سعید
بر سر نهری شاید.......؟!!
.
زلال بود
روان بود
در آن برگی از درختی
جدا نگشته بود
..آبی دریا تا انتها پیدا بود
می رفت که بشود ساحل...
من به اندازه
برخاستن قاصدکی نگاهش کردم....
......./ .سعید
- ۲۲۷
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط