سلام دخترا...
سلام دخترا...
یه چیزی رو میخوام بگم چون راستش از بعضی حرفایی که امروز شنیدم ناراحت شدم.
من هیچوقت نگفتم اصلااا حمایت نمیکنین و براتون مهم نیستم و منو نادیده میگیرین. خودم میدونم خیلیاتون واقعاً حمایتم میکنین و بابتش ممنونم. حرف من فقط دربارهی میزان تعاملی بود که خودم نسبت به تعداد فالوورهام انتظار داشتم و همین موضوع روی انگیزهم تأثیر گذاشته.
با ۷۵۰ تا فالوور، اینکه یه پارت بعد از یه هفته به زور ۲۰۰ و خوردهای لایک بگیره، برای خودم کم محسوب میشه. شاید برای یکی دیگه عدد خوبی باشه، ولی من خودم از شرایط پیجم و حتی از قلمم همیشه راضی نیستم. خیلی وقتا خودم میخونم و حس میکنم میتونستم خیلی بهتر بنویسم و همین چیزا باعث دلسردیم میشه.
فقط چیزی که امروز واقعاً ناراحتم کرد این بود که بعضی حرفا بیشتر از اینکه نظر باشن، یه جور حس سرزنش یا تیکه انداختن داشتن.
و اینکه بعضیا فکر کردن این حرفا رو برای جلب توجه زدم یا میخواستم بقیه بهم التماس کنن که بمونم، راستش اون قسمت بیشتر از همه ناراحتم کرد. چون واقعاً این چیزی نبود که تو ذهنم بود و دلم نمیخواست حرفام اینجوری برداشت بشه.
من مشکلی با انتقاد ندارم. میتونین بگین با تصمیمم موافق نیستین یا فکر میکنین اشتباه میکنم، ولی بعضی حرفا وقتی با این لحن گفته میشن، واقعاً آدمو ناراحت میکنن.
در نهایت اینکه بمونم، برم، ادامه بدم یا یه روز دوباره برگردم، تصمیم خودمه. ممکنه برگردم، ممکنه هم نه. فقط امیدوارم اگه نظری دارین، بتونیم بدون سرزنش و ناراحت کردن همدیگه دربارهش حرف بزنیم.
یه چیزی رو میخوام بگم چون راستش از بعضی حرفایی که امروز شنیدم ناراحت شدم.
من هیچوقت نگفتم اصلااا حمایت نمیکنین و براتون مهم نیستم و منو نادیده میگیرین. خودم میدونم خیلیاتون واقعاً حمایتم میکنین و بابتش ممنونم. حرف من فقط دربارهی میزان تعاملی بود که خودم نسبت به تعداد فالوورهام انتظار داشتم و همین موضوع روی انگیزهم تأثیر گذاشته.
با ۷۵۰ تا فالوور، اینکه یه پارت بعد از یه هفته به زور ۲۰۰ و خوردهای لایک بگیره، برای خودم کم محسوب میشه. شاید برای یکی دیگه عدد خوبی باشه، ولی من خودم از شرایط پیجم و حتی از قلمم همیشه راضی نیستم. خیلی وقتا خودم میخونم و حس میکنم میتونستم خیلی بهتر بنویسم و همین چیزا باعث دلسردیم میشه.
فقط چیزی که امروز واقعاً ناراحتم کرد این بود که بعضی حرفا بیشتر از اینکه نظر باشن، یه جور حس سرزنش یا تیکه انداختن داشتن.
و اینکه بعضیا فکر کردن این حرفا رو برای جلب توجه زدم یا میخواستم بقیه بهم التماس کنن که بمونم، راستش اون قسمت بیشتر از همه ناراحتم کرد. چون واقعاً این چیزی نبود که تو ذهنم بود و دلم نمیخواست حرفام اینجوری برداشت بشه.
من مشکلی با انتقاد ندارم. میتونین بگین با تصمیمم موافق نیستین یا فکر میکنین اشتباه میکنم، ولی بعضی حرفا وقتی با این لحن گفته میشن، واقعاً آدمو ناراحت میکنن.
در نهایت اینکه بمونم، برم، ادامه بدم یا یه روز دوباره برگردم، تصمیم خودمه. ممکنه برگردم، ممکنه هم نه. فقط امیدوارم اگه نظری دارین، بتونیم بدون سرزنش و ناراحت کردن همدیگه دربارهش حرف بزنیم.
- ۸۳۵
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط