> بعضی وقتا آدم از عشق حرف میزنه،
> بعضی وقتا آدم از عشق حرف میزنه،
> ولی تهِ دلش میدونه عشق همیشه اون چیزی نیست که توی قصهها گفتن.
> بعضی حسها میآن، همهچیزو قشنگ میکنن،
> بعد یهو بدون سر و صدا میرن و فقط یه جا خالی میذارن که هیچکس نمیتونه پُرش کنه.
>
> آدم فکر میکنه اگر یکی رو واقعاً دوست داشته باشه،
> موندنی میشه، قابلاعتماد میشه، آروم میشه...
> ولی بعضی دلها فقط برای شکستن میان،
> بعضی آدما فقط برای این میان که یه چیزی توی تو رو بیدار کنن و بعد خاموشش کنن.
>
> عشق، اگه واقعی نباشه،
> خیلی زود از یه حس قشنگ تبدیل میشه به یه سکوت سنگین.
> و بدترین بخشش اینه که
> تو هنوزم با همون قلبِ زخمی،
> باز دنبال یه تکه نور میگردی که شاید هیچوقت برنگرده.
>
> من از عشق چیزی نمیخوام که پر سر و صدا باشه،
> فقط یه چیزی میخوام که وقتی همهچی تموم شد،
> هنوز بشه بهش گفت:
> «تو تنها چیزی بودی که واقعی بود.»
> ولی تهِ دلش میدونه عشق همیشه اون چیزی نیست که توی قصهها گفتن.
> بعضی حسها میآن، همهچیزو قشنگ میکنن،
> بعد یهو بدون سر و صدا میرن و فقط یه جا خالی میذارن که هیچکس نمیتونه پُرش کنه.
>
> آدم فکر میکنه اگر یکی رو واقعاً دوست داشته باشه،
> موندنی میشه، قابلاعتماد میشه، آروم میشه...
> ولی بعضی دلها فقط برای شکستن میان،
> بعضی آدما فقط برای این میان که یه چیزی توی تو رو بیدار کنن و بعد خاموشش کنن.
>
> عشق، اگه واقعی نباشه،
> خیلی زود از یه حس قشنگ تبدیل میشه به یه سکوت سنگین.
> و بدترین بخشش اینه که
> تو هنوزم با همون قلبِ زخمی،
> باز دنبال یه تکه نور میگردی که شاید هیچوقت برنگرده.
>
> من از عشق چیزی نمیخوام که پر سر و صدا باشه،
> فقط یه چیزی میخوام که وقتی همهچی تموم شد،
> هنوز بشه بهش گفت:
> «تو تنها چیزی بودی که واقعی بود.»
- ۱.۱k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط