{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

> بعضی وقتا آدم از عشق حرف می‌زنه،

> بعضی وقتا آدم از عشق حرف می‌زنه،
> ولی تهِ دلش می‌دونه عشق همیشه اون چیزی نیست که توی قصه‌ها گفتن.
> بعضی حس‌ها می‌آن، همه‌چیزو قشنگ می‌کنن،
> بعد یهو بدون سر و صدا می‌رن و فقط یه جا خالی می‌ذارن که هیچ‌کس نمی‌تونه پُرش کنه.
>
> آدم فکر می‌کنه اگر یکی رو واقعاً دوست داشته باشه،
> موندنی می‌شه، قابل‌اعتماد می‌شه، آروم می‌شه...
> ولی بعضی دل‌ها فقط برای شکستن میان،
> بعضی آدما فقط برای این میان که یه چیزی توی تو رو بیدار کنن و بعد خاموشش کنن.
>
> عشق، اگه واقعی نباشه،
> خیلی زود از یه حس قشنگ تبدیل می‌شه به یه سکوت سنگین.
> و بدترین بخشش اینه که
> تو هنوزم با همون قلبِ زخمی،
> باز دنبال یه تکه نور می‌گردی که شاید هیچ‌وقت برنگرده.
>
> من از عشق چیزی نمی‌خوام که پر سر و صدا باشه،
> فقط یه چیزی می‌خوام که وقتی همه‌چی تموم شد،
> هنوز بشه بهش گفت:
> «تو تنها چیزی بودی که واقعی بود.»
دیدگاه ها (۰)

بچه ها راستش این چند شبه که از نبود یکی حالم بدتر از همیشه ا...

#بازی عشقPart:5در با صدای بلندی بسته شد و سکوت خونه رو فرا گ...

بازی عشق

حواسم نبود اصنننن دخترا 60 تایی شدنمون مبارککککک عرررر💕😭و ای...

آدم وقتی یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه می کنه، دیگه نمیت...

رمان شهر سیم رنگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط