{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان نخ سرخ عشق Part

رمان نخ سرخ عشق.       Part۱۵

آدرین دقیقا صبح اون روز توی هتل بیدار میشه
ویو آدرین : اصن درست نخوابیدم به ساعت گوشیش نگاه میکنه ساعت ۶ صبحه آه لعنتی اون کارلوسه عوضی هر وقت بهش فکر کنم خونم به جوش میاد
(میره دوش میگیره )
صدای زنگ گوشی
گوشیشو برمیداره ...
شخص ناشناش جواب میده‌
(صدای یه مرد )
سلام آدرین
_بگو
مایا رو پیدا کردم
_چیی ؟ کی هستی ؟
داد نزن شوکه شدی ؟منم الکسم
_الکس ؟
شوخی نکن نکنه یادت رفته بهترین دوستت تو دوران دبیرستانتو میدونستم بی شعوری ولی در این حد ؟
_مگه همچین دیوونه ای رو هم یادم میره معلومه ک یه خلوچل رو یادم میادم (‌ ای دروغگو یادت رفته بود 😔😂)
بگذریم بریم سره اصله مطلب وقت داری آدرین ؟
من الان توی کافم بیا حرف بزنیم لوکیشنو برات میفرستم
_۲ دقیقه دیگه اونجام
***
کارلوس دره اتاقه مایا رو میزنه‌...
مایا : بیا تو
کارلوس : امروز از اینجا_
مایا داره کتاب میخونه ... نور آفتاب از لابه لای موهاش در شده و باعث شده موهاش بدرخشه
ویو کارلوس : چقد نازهههه مایاااا
کارلوس : خب داشتم میگفتم امروز از اینجا می برمت اماده شو برمیگرده تا بره و اینکه فکره فرارم به سرت نزنه هر چقدر دور شی پیدات میکنم
مایا : فرار از تو ؟ شوخی نکن
کارلوس : اخه اون شبم الکی نبود که اومده بودی اتاقم چیه نکنه انتظار داری اونو از عشقه تو به من حساب کنم ؟
مایا : اون صرفا به خاطر منظره بود
کارلوس : ولی خب اون مایایی که میشناسم فقط به خاطره منظره تو همچین دامی خودشو نمی میندازه
مایا : از روی صندلی بلند میشه ... رو به روی کارلوس وایمیسته شاید به خاطر این بود ؟ کی میدونه
کارلوس : پوز خند میزنه پس به خاطر این بود ؟ باشه فکر کن باور کردم ...من دیگه میرم توام اماده شو
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

رمان نخ سرخ عشق     part17الکس : ولی من خودم دیدم که مایک تو...

عکس دومی با کدوم از اهنگا بهتر شده ؟🎀🤓

فک کنم اولیه بهتر شد نه 🫴🏻یه جورایی وایبه مایا و لوکاسو میده...

رمان نخ سرخ عشق        part 9کارلوس بعده دیدنه مایا ^^ صدرصد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط