{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک: اون واسه منه

اسم فیک: اون واسه منه
p37
یهو دیدم داریم از سئول خارج میشیم

ات: کوک

کوک: جانم؟

ات: داریم کجا میریم

کوک: تو چیکار داری ؟

ات:ببین اگه تا نیم ساعت دیگه بهم غذا نرسه خودتو این ماشینو باهم قورت میدم

کوک: آرام باش قربونت برم یکم دیگه میرسیم

ات: هوفففففف

حدود ۴۰ دقیقه بعد

ات : اخییییشششششش بلاخره رسیدیم

کوک: خداروشکر سالم رسیدیم ماشین عزیزم

ات: مرض

کوک: حیحی
خب مگه گشنت نبود بریم دیگه

ات: بر...وایسا ببینم چرا اومدیم اسکله ؟

کوک: روبه روتو نگاه (اشاره)

سرمو برگردوندم دیدم یه کشتی بزرگ چراغانی شده تجملی روی آب منتظر ماعه

کاپیتان: آقای جئون حرکت کنیم؟

کوک: وایسا ما بیام بعد حرکت کنیم

سریع دستمو گرفت و دوون دوون رفتیم سمت کشتی

کوک بغلم کردو گذاشتم توی کشتی خودشم اومد بالا

کوک:, خب خانم جئون بفرمایین سمت میزتون

خنده ریزی کردم و رفتیم سمت میز

داشتیم می‌رفتیم پیش میزمون کوک عین خیالش نبود ولی من پرام ریخته بود که چقدر اینجا بزرگو قشنگه

کوک: اینجوری نگاه نکن مثلا نصف بیشترش مال داداشته

ات:, هااااااااا ؟ مال داداشم ؟ چرا هیچوقت منو نیاورده اینجا


کوک: (صندلیو برای ات عقب کشید)
معمولاً اینجارو برای کارای خاص اوکی میکنیم

ات:خب الان مگه چه کار خاصی داریم(نشست)
کوک نشست گفت حالا میبینی غذامونو اوردنو شروع کردیم به خوردن

ات ویو:
غذامونو تموم شد که یهو کوک به ته کشتی علامت داد

یه آهنگ رمانتیکه بدون کلام پخش شد یهو کوک یه حرکتی زد که شکه شدم...



بچه ها قبیله فقط دوتا کامنت گرفت توروخدا ناراحتم نکنید من هر روز دارم براتون پارت می‌زارم
یه دیروزو وقت نکردم که الان دارم اونم جبران میکنم براتون
خوشگلام توروخدا نامردی نکنید
دیدگاه ها (۳۰)

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

انتقام سخت Part: 1ات: خب دیگه من امادم جونگ کوک خانم جئون ات...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

چند پارتی درخواستی

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط