اسم فیک اون واسه منه
اسم فیک : اون واسه منه
p35
ویو کوک ~
من چی فکر کردم خب متمعنن اینجوری قبول نمیکنه پس باید اون ماری که تو ذهنمه رو انجام بدم
کوک: الو راد...
ات ویو~
از وان اومدم بیرون تمیزش کردم و رفتم زیر دوش و خودمو اب کشیدم
همش ذهنم درگیر اون حرف کوک بود
باید خیلی زود ازدواج کنیم
اون همه عجله برای چی بود ما که هنوز وقت داشتیم
ولی خب جای تعجب نبود کوک کلا خیلی عجول بود
از حموم اومدم بیرون هنوز با حوله بودم که جونگکوک اومد داخل
ات: هویییی برو بیرون چیزی تنم نیست
کوک: ای بابا من مثلاً شوهر ایندتم چیز بدی نیست
ات: جونگکوک توروخدا اذیت نکن اینجوری خیلی معذبم
کوک:اهم ببخشید فقط میخواستم بگم برای شام میخوایم بریم بیرون تا دو ساعت دیگه حاضر باش
(رفت بیرون)
ات:خب الان ساعت شیشه میتونم یه نیم ساعت استراحت کنم
حولمو با یه لباس راحتی عوض کردم موهای بلندمو با بدبختی خشک کردم و روتین بعد از حمومم رو انجام دادم
پریدم روی تخت و گوشیمو برداشتم و رفتم تو اکسپلوره خارج از ماتریکسم
ایفدهدنارارقزسانخمحوذغبیبتنوذلرتاقرتناغزبذتب فی بپعتالقباتنم (مثلاً صدای ریلز ها)
به خودم اومدم دیدم نزدیک یک ساعت تو گوشیم سریع از رو تخت پاشدم رفتم ماسکمو شستم یه آرایش لایت دخترونه کردم و رفتم یه سر کمدم یه مانتوی سفید شیری که خیلی دوسش دارم و انتخاب کردم چون خیلی برام گشاد بود با کمر بند دور کمرم رو بستم تا اندام باریکم پیدا باشه یه شلوارم که بهش بیاد پوشیدم موحامو یه حالت خرگوشی ریز دادم و اکسسوری فقط یه جفت گوشواره ریز انداختم و به کنونی سفید پوشیدم
( عکس همشون رو براتون میزارم ولی نمیدونم خوب توصیف کردم یا نه😂)
جون عجب دافی شدم خب دیگه بریم
p35
ویو کوک ~
من چی فکر کردم خب متمعنن اینجوری قبول نمیکنه پس باید اون ماری که تو ذهنمه رو انجام بدم
کوک: الو راد...
ات ویو~
از وان اومدم بیرون تمیزش کردم و رفتم زیر دوش و خودمو اب کشیدم
همش ذهنم درگیر اون حرف کوک بود
باید خیلی زود ازدواج کنیم
اون همه عجله برای چی بود ما که هنوز وقت داشتیم
ولی خب جای تعجب نبود کوک کلا خیلی عجول بود
از حموم اومدم بیرون هنوز با حوله بودم که جونگکوک اومد داخل
ات: هویییی برو بیرون چیزی تنم نیست
کوک: ای بابا من مثلاً شوهر ایندتم چیز بدی نیست
ات: جونگکوک توروخدا اذیت نکن اینجوری خیلی معذبم
کوک:اهم ببخشید فقط میخواستم بگم برای شام میخوایم بریم بیرون تا دو ساعت دیگه حاضر باش
(رفت بیرون)
ات:خب الان ساعت شیشه میتونم یه نیم ساعت استراحت کنم
حولمو با یه لباس راحتی عوض کردم موهای بلندمو با بدبختی خشک کردم و روتین بعد از حمومم رو انجام دادم
پریدم روی تخت و گوشیمو برداشتم و رفتم تو اکسپلوره خارج از ماتریکسم
ایفدهدنارارقزسانخمحوذغبیبتنوذلرتاقرتناغزبذتب فی بپعتالقباتنم (مثلاً صدای ریلز ها)
به خودم اومدم دیدم نزدیک یک ساعت تو گوشیم سریع از رو تخت پاشدم رفتم ماسکمو شستم یه آرایش لایت دخترونه کردم و رفتم یه سر کمدم یه مانتوی سفید شیری که خیلی دوسش دارم و انتخاب کردم چون خیلی برام گشاد بود با کمر بند دور کمرم رو بستم تا اندام باریکم پیدا باشه یه شلوارم که بهش بیاد پوشیدم موحامو یه حالت خرگوشی ریز دادم و اکسسوری فقط یه جفت گوشواره ریز انداختم و به کنونی سفید پوشیدم
( عکس همشون رو براتون میزارم ولی نمیدونم خوب توصیف کردم یا نه😂)
جون عجب دافی شدم خب دیگه بریم
- ۱۶.۷k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط