{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس‌هایی زیادی هستند که نه می‌توان آن‌ها را به زبان آورد..

حس‌هایی زیادی هستند که نه می‌توان آن‌ها را به زبان آورد... نه می‌توان نوشت‌شان!
یا اگر هم به زبان بیایند یا نوشته شوند، باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود!
مثلا وقت‌هایی که دلت میخواد کسی را بدون هیچ ناخالصی و فارغ از همه چیز، در آغوش بگیری...
در آغوش بگیری و چنان به سینه‌ات بفشاری تا برای تمام روزهای دلتنگی، تنهایی و بی‌قراری ذخیره داشته باشی...
مجالی برای آغوش هم نداشتی، لب‌هایت را به پیشانی‌اش نزدیک کنی... چشمهایت را ببندی و تمام احترامت را به قداست آن آدم در بوسه‌ای خلاصه کنی!
گاهی اما....
گاهی اما....
گاهی مجال هیچ چیز نمی‌یابی!
نه آغوشی که ذخیره‌اش کنی برای روزهای مبادا و نه بوسه‌ای برای ادای احترام به قداست آدمی...

گاهی فقط باید از دور کسی را تماشا کرد!
و
تمام حسرت‌ها را توی بقچه‌ای پیچید و گذاشت روی طاقچه دل!
دیدگاه ها (۴)

نامجون عزیزم ، تولدت مبارک 🤍گاهی واقعاً نمی‌دونم چطور باید ا...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

پروانه جان

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

تولدت مبارک جونگ‌کوکِ ما… 🐰💜🎂گاهی فکر می‌کنم چقدر عجیبه که ی...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط