Accidentally yours
Accidentally yours
"پروژهی HORIZON یکی از موفق ترین پروژه های چند سال اخیر شرکت بوده . ما این موفقیت رو مديون پشتکار تیم و مدیریت خانم کیم هستیم . "
"خانم ا.ت لطفا تشریف بیارید اینجا."
لیرا خیلی آروم به پهلو دختر ضربه زد.
"برو دیگه ."
ا.ت آروم به سمت سکو قدم برداشت و کنار جونگکوک ایستاد .
پسر لوح تقدیر شرابی رنگ رو به سمت دختر گرفت .
لبخند کوچکی روی لبش نشست .
اینقدر کوچیک که فقط ا.ت تونست ببینه.
"بهت تبریک میگم."
ا.ت لبخند زد.
"بدون حمایت های شما امکان پذیر نبود."
جونگکوک آروم خم شد و دم گوش ا.ت پچ زد.
"منظورت همون *انگار فقط بهش یاد دادن اخم کنه و دستور بده *هست؟"
دختر سرخ شد ولی با درک کرد موقعیت خطاب جونگکوک گفت.
"آقای جئون الان وقتش نیست."
جونگکوک کوتاه خندید.
"درسته."
ا.ت به سمت میز برگشت و کنار لیرا نشست.
__________________
"پروژهی HORIZON یکی از موفق ترین پروژه های چند سال اخیر شرکت بوده . ما این موفقیت رو مديون پشتکار تیم و مدیریت خانم کیم هستیم . "
"خانم ا.ت لطفا تشریف بیارید اینجا."
لیرا خیلی آروم به پهلو دختر ضربه زد.
"برو دیگه ."
ا.ت آروم به سمت سکو قدم برداشت و کنار جونگکوک ایستاد .
پسر لوح تقدیر شرابی رنگ رو به سمت دختر گرفت .
لبخند کوچکی روی لبش نشست .
اینقدر کوچیک که فقط ا.ت تونست ببینه.
"بهت تبریک میگم."
ا.ت لبخند زد.
"بدون حمایت های شما امکان پذیر نبود."
جونگکوک آروم خم شد و دم گوش ا.ت پچ زد.
"منظورت همون *انگار فقط بهش یاد دادن اخم کنه و دستور بده *هست؟"
دختر سرخ شد ولی با درک کرد موقعیت خطاب جونگکوک گفت.
"آقای جئون الان وقتش نیست."
جونگکوک کوتاه خندید.
"درسته."
ا.ت به سمت میز برگشت و کنار لیرا نشست.
__________________
- ۷۴
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط