{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

prt

prt2
شب
ا.ت:رفتم لباس خوابم رو پوشیدم خیلی خوابم میاد فردا می خوام برم یک کافه که تازه جای یک شرکت باز شده می خوام برم اونجا حالا برم بخوابم
فردا
دیبو ا.ت
صبح ساعت ۶ بیدار شدم و یک دوش ۱۰ مینی گرفتم و یک کت و شلوار کرم خوشگل و یک کفش پاشنه بلند کرم خوشگل پوشیدم ساعتای ۶:۴۰ دقیقه شد تا اونجا نی رفتم ۱۰ دقیقه راه بود سریع بدو بدو کردم و رسیدم برای استخدام کافه بعد با خودم لباسی برای کافه برداشته بودم وقتی رفتم حرف زدم برای استخدام کافه قبولم کردن و رفتم لباسم رو عوض کردم یک کفش کتونی پام کردم ساعتای۱۲ شده بود سفارش های همه رو گرفتم بعد دیدم هفتا مرد اومدند و میز ۷ نفره گفتن
ویو کوک
انقدر حوصله ام سر رفته رفتم پیششون که بریم کافه ای که نزدیک شرکتمون باز شده بریم
همه:باشه بریم
اونجا یک دختر رو دیدم خیلی شبیه دوست لنا بود منم وقتی نزدیک تر رفتم که یک میز ۷ نفره می خوایم دیدم که دوست لنا هست
ا.ت:ای وای شمایید آقای جونگ کوک خوش اومدید!
جونگ کوک :آره شما هم دوست لنا هستید
ا.ت:اره 😁
جونگ کوک:اسمتون رو می تونم بدونم؟
همه : جونگ کوک بیا دیگه
ا.ت برین پیش دوستاتون الان میام پیشتون تا سفارشتون بگیرم
جونگ کوک: آ!!!!!!!باشه اومدم بچه ها
ویو ا.ت
خیلی خب برم پیششون
ا.ت:خب چی میل داری
جونگ کوک:خب بچه ها بگین چی می خواین امروز مهمون من
جین:واقعا جونگ کوک اگه اینطوره من توفه ی سیب زمینی می خوام
همه: جین چه چیزی خوبی گفتی ما هم همینو می خوایم
دیدگاه ها (۰)

Prt3ویو ا.ترفتم سفارششون گرفتم همشون توفه ی سیب زمینی می خوا...

Prt4فرداویو ا.تصبح با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم رفتم دست و...

Prt1ویو ا.تصبح بیدار شدم با لنا برم دانشگاه خیلی خوشحالن انر...

مافیای جذاب منتعداد پارت ها : نامعلومشخصیت ها :+ا.ت و ×جونگ ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Part 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط