{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر : عشق

شعر : عشق
حیف از نقش خیالی که توهم شده است

فرش تا عرش لگد خورده ی مردم شده است

زندگی عالی عالی ست،ولی در این بین

حال من مثل درختی ست که هیزم شده است !

در خودم حل شدم و کم شدم و دم نزدم

تا نگویند که محتاج ترحم شده است

عشق، انگشتراعجاز سلیمان نبی ست

که در این زندگی بی هیجان گم شده است !

در پی ام آمده ای، بیست و اندی سال است

زندگی ! فکر کنم سوء تفاهم شده است !
دیدگاه ها (۴)

شعر : ممنوع است دل من ، حوصله کن ، داد زدن ممنوع است کم بکن...

شعر : افسانه در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این کل...

یا ربدلِ دوستان پُر از غم نکنی با تیر قضا قامت ما خم نکنیای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط