سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۴
سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۴
+-+-+-+-+-+-+---+-+-++--+-+--+-++-+-+--+----+---
+من فقط...خو..من...د.. دوست دارم
( تهیونگ انتظار همچین حرفی رو نداشت چون همه ازش میترسیدن و از نظر خیلی ها هیولا بود )
-: هه این حرفو تکرار نکن
+ ماله من باش باسن پنیری ( محکم تهیونگ رو بغل میکنه )
- جداشو آدمیزاد ازم و. ی سوال
+ بله ارباب ؟
- چرا بهم میگی باسن پنیری ؟؟؟؟
+: چون باسنتون شبیه پنیر سفت ..و اهم سفید و لطیف هس
( باید در تاریخ ثبت میشد ی آدمیزاد به پادشاه خون آشام وحشی اونم وسط پاساژ همچین حرفی زد)
- باید تنبیه شی
+ چراااااا من ....من....خو..خودت پرسیدی
- خفه
+ هوم 🥺 گوجه فرنگی چلمنگ
- چی گفتی ؟؟؟!
+: هیچی
- خوبع هوم
+ مننننن دوست دارم خو چرا دوسم نداری
- چون فقط حکم غذا برام داری کوک
+ برام مهم نیس تنبیه میشم باهام ... ازدواج کن ارباب
-:گگگگ ببین میزنم پارت میکنم هااااع من ردت میکنم ( سرد )
+-+-+-+---+-+---+--+-+-+) چند روز بعد
+ ...هق....هق...جین...به داداش...هق..خون.اشامت ی ...چیز بگو ...هق...بازم دستمال
( جین مونده بود به کدامین گناه باید مثل ماست میشست به ی آدمیزاد دستمال کاغذی هی میداد )
+: هق..هق...ردم..کرد...هق....من اون باسن پنیری رو موخواممممممم
& به کدامین گناهههه من باید به حرفت گوش کنم
+ من میخوامش
& مگر عروسکه بچه اون ی خون اشام هسسسس بدبخت
+ هق من. خون آشام دوست دارم بگو مالهههه من شه
- بیا تو اتاق قرمز کوک
& ن..نه ته ته آرامش خودتو حفظ کن هنوز زوده اون بچه هس
- هیونگ مخالفت نکنه اون باید بدونه من........ ادامه دارد شرط ۱۷ لایک
+---
+-+-+-+-+-+-+---+-+-++--+-+--+-++-+-+--+----+---
+من فقط...خو..من...د.. دوست دارم
( تهیونگ انتظار همچین حرفی رو نداشت چون همه ازش میترسیدن و از نظر خیلی ها هیولا بود )
-: هه این حرفو تکرار نکن
+ ماله من باش باسن پنیری ( محکم تهیونگ رو بغل میکنه )
- جداشو آدمیزاد ازم و. ی سوال
+ بله ارباب ؟
- چرا بهم میگی باسن پنیری ؟؟؟؟
+: چون باسنتون شبیه پنیر سفت ..و اهم سفید و لطیف هس
( باید در تاریخ ثبت میشد ی آدمیزاد به پادشاه خون آشام وحشی اونم وسط پاساژ همچین حرفی زد)
- باید تنبیه شی
+ چراااااا من ....من....خو..خودت پرسیدی
- خفه
+ هوم 🥺 گوجه فرنگی چلمنگ
- چی گفتی ؟؟؟!
+: هیچی
- خوبع هوم
+ مننننن دوست دارم خو چرا دوسم نداری
- چون فقط حکم غذا برام داری کوک
+ برام مهم نیس تنبیه میشم باهام ... ازدواج کن ارباب
-:گگگگ ببین میزنم پارت میکنم هااااع من ردت میکنم ( سرد )
+-+-+-+---+-+---+--+-+-+) چند روز بعد
+ ...هق....هق...جین...به داداش...هق..خون.اشامت ی ...چیز بگو ...هق...بازم دستمال
( جین مونده بود به کدامین گناه باید مثل ماست میشست به ی آدمیزاد دستمال کاغذی هی میداد )
+: هق..هق...ردم..کرد...هق....من اون باسن پنیری رو موخواممممممم
& به کدامین گناهههه من باید به حرفت گوش کنم
+ من میخوامش
& مگر عروسکه بچه اون ی خون اشام هسسسس بدبخت
+ هق من. خون آشام دوست دارم بگو مالهههه من شه
- بیا تو اتاق قرمز کوک
& ن..نه ته ته آرامش خودتو حفظ کن هنوز زوده اون بچه هس
- هیونگ مخالفت نکنه اون باید بدونه من........ ادامه دارد شرط ۱۷ لایک
+---
- ۳.۴k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط