مانند ناپلئون عاشقم باش تا دزیره ات شوم

مانند ناپلئون عاشقم باش تا دزیره ات شوم 🙂🍷
pt5
که یهو نگاهم به جیمینا افتاد وا چرا داره اینجوری بهم نگاه میکنه
زیاد اهمیت ندادم و به رقصم ادامه دادم بعد از اینکه رقص تموم شد رفتم نشستم
تا مهمونی تموم بشه که رو صورتم سایه افتاد به صورتش نگاه کردم بازم مین هی بود پوففففف

+چی میخوای
-چرا باعث میشی دوس پسرم بهت نگاه کنه
+(پوزخند) من با دوس پسر تو کار ندارم
میخواست انگشتشو بکنه تو چشم که انگشتشو پیچوندم
میخواست جیغ بزنه که گفتم :
+بنظرت برای یه خانم محترم درسته که جیغ بزنه
-ن.. ن.. نه
دستشو ول کردم و رفت
بعد مهمونی رفتم خوابیدم فرداهم روز تعطیل بود پس راحت بودم
صبح پاشدم بعد خوردن صبحونه رفتم لباس پوشیدم تا برم بیرون رفتم بیرون
و رسیدم به یه کافه ی کلاسیک اونجا نشستم یدونه لاته سفارش دادم
نشسته بودم که یهو چشم افتاد به میز روبروم جیمین با اون دختره نشسته بود
منم بدون هیچ اعتنایی قهومو خوردم و رفتم روی برج ایفل
داشتم از باد لذت میبردم که از پشت بغل شدم
برگشتم نگاه کردم که دیدم الکس پسر خالمه
+الکس!
-ا. ت دلم واست تنگ شده بود
+من بیشتر
و پریدم بغلش با هم کلی داشتیم میخندیدیم که یهو......
7 تا لایک
دیدگاه ها (۲)

استایل ا. ت برا بیرون 😭💜

من به چشمهات قسم خوردم اوژنی :)....

تند تند برگردیم به قبل هوم اینسری پر قدرت با ممبرای بیشتر فق...

ویو جونگ کوک: وقتی رفت گرفتم خوابیدم ویو میا: از خواب بیدار ...

چندپارتی پارت=۱موضوع:وقتی به اجباز خانواده باهم ازدواج کردی...

part 4::ویو هیون:هوف دلم میخواست همونجا الکس رو بکشم،هِع فک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط