هرزه ی حکومتی پارت
هرزه ی حکومتی پارت ۱۸
رفتم و نشستم رو تخت که چشماش و خیلی سریع باز کرد
ات :نههه..لطفا دیگه کتکم نزن ببخشید..گوه خوردم . ترسیده و بغض
کوک : نه عه این چه حرفیه تو منو ببخش که اون کارو باهات کردم
همینجوری به هم زول زده بودیم بدون هیچ حرفی
چشماش خیلی جذب کننده بود و بدنش اصن اوففف
خیلی کمرش باریک بود بدنه خیلی ظریف و سفیدی داشت
ولی حیف که از سره عصبانیت بدنه بلوریش و با شلاق زخم کردم
کوک : منو میبخشی؟
ات : اوهوم
کوک : درد داری؟
ات : آره میسوزه
کوک : واییی ببخشید خیلی بد زدمت من متاسفم
ات :هوم
داشتم نگاهش میکردم که گوشیم زنگ خورد
کوک :ات وایسا الان میام. بعد از اتاق اومدم بیرون و جواب دادم
جیهون : سلام خوشگله من
کوک : کارت چیه؟ بازم پول میخوای حتما برای چیزای مسخره . عصبی و کمی بلند
جیهون :میخوام ببینمت ددی
کوک :من نمیخوام ببینمت خودم کار دارم بعدشم حق نداری بهم بگی ددی
جیهون : تیشششش . با لحن پیکمی
(نکته:جونگ کوک و جیهون تا حالا هیچ رابطه انداشتن و فقط دو بار رفتن کافه)
جیهون:فردا میای شرکت هاااا باید یچیز مهم بهت بگم
جونگ کوک تلفن و قطع کرد و رفت تو اتاق پیش ات
کوک :خب میدونی امروز قرار بریم بیرون باهم آره؟
ات :آره ولی...حرفش قطع شد
کوک : پاشو آماده شو عزیزم
ات :امم..باشه
رفتم دستشویی و کارای لازم انجام دادم یه آرایش لایت کردم و یه لباس پوشیدم و رفتم پایین
(عکس لباس و میزارم)
ویو کوک
....
لایک یادتون نره فرشته هام❤🎀🎀
رفتم و نشستم رو تخت که چشماش و خیلی سریع باز کرد
ات :نههه..لطفا دیگه کتکم نزن ببخشید..گوه خوردم . ترسیده و بغض
کوک : نه عه این چه حرفیه تو منو ببخش که اون کارو باهات کردم
همینجوری به هم زول زده بودیم بدون هیچ حرفی
چشماش خیلی جذب کننده بود و بدنش اصن اوففف
خیلی کمرش باریک بود بدنه خیلی ظریف و سفیدی داشت
ولی حیف که از سره عصبانیت بدنه بلوریش و با شلاق زخم کردم
کوک : منو میبخشی؟
ات : اوهوم
کوک : درد داری؟
ات : آره میسوزه
کوک : واییی ببخشید خیلی بد زدمت من متاسفم
ات :هوم
داشتم نگاهش میکردم که گوشیم زنگ خورد
کوک :ات وایسا الان میام. بعد از اتاق اومدم بیرون و جواب دادم
جیهون : سلام خوشگله من
کوک : کارت چیه؟ بازم پول میخوای حتما برای چیزای مسخره . عصبی و کمی بلند
جیهون :میخوام ببینمت ددی
کوک :من نمیخوام ببینمت خودم کار دارم بعدشم حق نداری بهم بگی ددی
جیهون : تیشششش . با لحن پیکمی
(نکته:جونگ کوک و جیهون تا حالا هیچ رابطه انداشتن و فقط دو بار رفتن کافه)
جیهون:فردا میای شرکت هاااا باید یچیز مهم بهت بگم
جونگ کوک تلفن و قطع کرد و رفت تو اتاق پیش ات
کوک :خب میدونی امروز قرار بریم بیرون باهم آره؟
ات :آره ولی...حرفش قطع شد
کوک : پاشو آماده شو عزیزم
ات :امم..باشه
رفتم دستشویی و کارای لازم انجام دادم یه آرایش لایت کردم و یه لباس پوشیدم و رفتم پایین
(عکس لباس و میزارم)
ویو کوک
....
لایک یادتون نره فرشته هام❤🎀🎀
- ۶۱۳
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط