{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی دوباره²

عشقی دوباره²
p⁹
برگشتم که دیدم جونگکوک روبرومه

+اون واقعا دوست پسرت بود؟

_...

+بگو

_د...دستت

+از یه مافیا که کلی ضربه و زخمی شده چه انتظاری داری با یه شیشه شکسته دستش درد بگیره

+ا.ت گفتم ببخشید که...لطفا فقط یه فرصت دیگه بهم بده...قول میدم زندگیمون رو از دوباره شروع کنیم...انگار هیچ کدوم از اون اتفاق ها نیافتاده بود

_م...من

+بگو ا.ت بهم ب...

_یه بار دیگه بهت فرصت میدم به شرط اینکه دوباره مثل اون دفعه بهم سیلی نزنی و با اون یونای عوضی...

دستش رو گذاشت روی لبم و گفت:

+هیششش این فکرو نکن!

_اهوم

صورتش رو نزدیک صورتم آورد که زودتر دست به کار شدم و صورتم رو جلو آوردم

مک های عمیقی میزد منم دستاش رو روی گردنش گذاشتم

"۵ مین بعد"

ازش جدا شدم

+خب بریم دیگه

_وایسا...اون دختره کی بود

+آممم

_بگووو

+دختر عموم بود گفتم بیاد نقش دوست دخترم رو بازی کنه(دستش رو برد پشت گردنش)

_خب الان یعنی ما پارتنر نیستیم

+(پوکر)از قبل گیج تر شدی...کسایی که بیرونن همه میدونن اینا نقشس

_حتی جوون؟

+آره

_جوون پارت میکنم(داد)

رفتم بیرون دیدم جوون کنار تهیونگ نشسته

_جوون؟

+تهیونگ؟

÷عهه شما اومدین

+_(بهم نگاه کردیم)

_تو چرا کنار تهیونگ نشستی؟

+تو چرا کنار جوون نشستی؟

÷نگاه کن ا.ت مردم نمیتونن سینگل بمونن اوکیه؟(خنده)

_الان یه سوال دیگه...هیون تو چرا کنار وینتر نشستی؟

+اگه به عمو نگفتم

٪همین الان به عمو گفتم

_پرام داره میریزه

+همچنین
دیدگاه ها (۱۲)

یکی گفت علامتا گیج شدم یه بار دیگه میگم🥲🤣علامت کوک: +علامت ا...

عشقی دوباره²p⁸"ویو مهمونی"ویو کوک"+بچه ها همه چی آمادس×آره آ...

چند پارتی درخواستی پارت ۸ا/ت . به محض دیدن پیام سریع رفت پیش...

پارت :معرفی فیک عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط