{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانم گاهی

میدانم گاهی
تلخ ام؛
گس ام؛
بیشتر از معمولِ زندگیِ یک نواختم؛
بد اخلاق و عنُق هستم ؛
میدانم روزهایی ست مثلِ پیچکِ یاسِ روی دیوارِ خانه های قدیمی ؛
در خودم میپیچم ؛
و هرچقدر در را بکوبند؛
هیچکسی را در خانه ی کوچک ام راه نمیدهم.
اما حتّی آن زمانی که خودم را دوست ندارم
تو را بسیار دوست دارم
بسیار... #فرگل_مشتاقی
دیدگاه ها (۱)

تو را می خواهم،برای خانه ای که تنهاییم...تو را می خواهم،برای...

بعضی وقت‌ها یک چیزی رو میذاری جلوتر از خودت و سعی میکنی بهش ...

خلوت بعضی اصیله، ساکته، مثل یه دژ محکمه، میدونی هرکسی توش را...

دنیا جای خوبی برای شاعر شدن نیست،این بار که برگردمدرخت خواهم...

ان لبخند پریسا که نبض حیات من بود محو شد چشمانش نمیخندید جدی...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط