{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دلم نشاندی آن درد، که ندیده ام شما را

به دلم نشاندی آن درد، که ندیده ام شما را
مگر آن زمان که رویت، دهدم نشان خدا را
مژه ات شبیه شمشیر، زده زخمِ بی وفایی
تو شبیه رستم و زال، نرسانده ای دوا را
همه امیدم این است ،که در آن زمانِ مرگم
دل و جان کنم فدایت، به فدای آن هما را
اگر این زمان میسر، نشده تو را ببینم
چو اگر خدا بخواهد، که عوض کنم قضا را
شده ام شبیه شمعی، که رسیده تا به صبحی
شده ام خموش و اما، نشکسته ام وفا را
دیدگاه ها (۱)

به دلم نشاندی آن درد، که ندیده ام شما رامگر آن زمان که رویت،...

به یاد روی چو ماهت، غزل غزل مستم شراب عشق تو را چون، پیاله د...

اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرالمومنین---------------------...

۶امتحان ولایت زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست؟دهد گواه د...

شعر بسیار زیبای حیدر بابا دنیا یالان" استاد شهریار"*تقدیم به...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

< گله از یار دل آزار >ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر ا...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷بفرست واسه عشقت 🫶🫶 لایکــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط