{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دمش گرم... باران را میگویم! به شانه ام زد و گفت: خسته شدی

دمش گرم... باران را میگویم! به شانه ام زد و گفت: خسته شدی? امروز تو استراحت کن, من به جات می بارم...
دیدگاه ها (۴)

در من یک شاعر رمانتیک زندگی می‌کند؛که میان هیاهوی زندگیِ مدر...

باران هم اگر می‌شدی ، در بین هزاران قطرهتو را با جام بلورینی...

گاهی ذهن فقط به چند ثانیه فاصله نیاز دارد.صدای آب می‌تواند ض...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط