{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

تو شهرے را برایم ساختی از عشق
ڪنارت می نشینم ڪوچ می آید
ڪنارت می نشینم شعر می ریزد
ڪنارت می نشینم باد می خواند
تمام پرده هاے خانه می رقصند
تمام واژه ها دست تو را دارند
مرڪب جوهرے دارد ڪه از عطر خوش لبهاے زیبایت سرازیر است غزل در بند چشمانت گرفتار و عجب آرامشی در چنگ تسخیر است و من در عشق غلتانم
چه حسی در هواے شهر پیچیده ست
ڪه من اینجا تو را دارم
عجب آرامشی دارد صداے شر شر باران
ڪه من وقتی سرم بر شانه هاے سرد تو گرم است ...
خیالی پشت چشمانم سفر می ڪرد
تو را آورده و می بردڪجا؟! با من درون شهر
قدم در جاده هاے عشق می پیمود
تو با من می روےمن با تو می آیم چه رفتن خوب می آید خیالی تازه می باید
نگاه چشم می خواندتو را این خانه می خواهد...!
تورا
دیدگاه ها (۰)

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

کسی چه می‌داندشاید عشق همان قاصدکی باشدکه بین تمام خانه‌های ...

محبوبم ؏شـق.....؟ #طوو رفیق‌ترینِ منی، عزیزِ منی.... صبورے ...

."تو واقعے ترین احساسِ من بودی"مگر در زندگے چندبار پیش مے آی...

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی دوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط