{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خدا داشت بدرقم میکرد

وقتی خدا داشت بدرقم میکرد

بهم گفت جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا با تو هستم تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری. قلب میذارم که جا بدی. اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمی گردی پیشم.حالا خدا جونم میشه به اخری الان عمل کنی خستم دیگه...
دیدگاه ها (۱)

مـــن.. عــاشـــق نــیــســـتـــم... ...

مـــی خـــواســـتـــم... پــیــش رو...

من به آهنربا ایمان دارم , به گرایش قطب های ناهم نام

تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست... چوپان را "تنهایی"د...

برده عمارت جئون

اسم : فرکانس سکوتپارت اول...روزی روزگاری در در یک جهانی برتر...

Part 4صبح شده بود و میدوریا مثل همیشه زود بیدار شده بود … رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط