{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشدرآمد

پیش‌درآمد:
چند ماه پس از نابودی «کریستال احساس‌خوار»، جودی و نیک در حال بررسی یک پروندهٔ باستانی هستند که از آرشیو مخفی پلیس زوتوپیا پیدا شده است. این پرونده اشاره به افسانه‌ای قدیمی دارد: «شهر میراژ» — شهری که گفته می‌شود در زمانی بسیار دور، محل زندگی صلح‌آمیز همهٔ گونه‌های حیوانات، حتی آنهایی که امروز دشمن طبیعی یکدیگر محسوب می‌شوند، بوده است.

نیک: (در حال ورق‌زدن کتابی قدیمی) می‌دونی جودی، افسانه‌ها می‌گن این شهر قدرت «همدلی کامل» رو داشته. یعنی هر موجودی می‌تونسته احساسات و افکار دیگران رو کاملاً درک کنه… بدون قضاوت.

جودی: (چشمانش برق می‌زند) اگر چنین جایی واقعاً وجود داشته باشه و ما پیداش کنیم… می‌تونه مدل جدیدی برای تمام دنیاها باشه! نه فقط زوتوپیا، بلکه برای هتل هازبین، دنیای آتش و آب، حتی برای انسان‌ها!

ناگهان، کتاب قدیمی شروع به درخشش می‌کند. نقشه‌ای سه‌بعدی از ستاره‌ها و کوه‌های اطراف زوتوپیا ظاهر می‌شود. در مرکز آن، یک نقطهٔ نورانی چشمک می‌زند: «درهٔ سکوت» — منطقه‌ای که هیچ حیوانی جرأت رفتن به آنجا را ندارد، چون هر که رفته، هرگز برنگشته است.

---

تشکیل تیم:
جودی و نیک می‌دانند که این مأموریت به تنهایی قابل انجام نیست. آنها دوباره تیم خود را جمع می‌کنند:

۱. رایلی و عواطفش — برای رمزگشایی احساسات پنهان در مسیر.
۲. امبر و وید — برای غلبه بر موانع طبیعی (آتش برای عبور از گیاهان سمی، آب برای ایجاد مسیر).
۳. مویس و دراک — به عنوان متخصصان مهمان‌نوازی و ارتباط با موجودات عجیبی که ممکن است ببینند.
۴. یک عضو جدید: پروفسور کرگدن — متخصص باستان‌شناسی و افسانه‌های قدیمی.

---

سفر به درهٔ سکوت:
مسیر پر از چالش است: جنگل‌های پر از مه که احساسات را تحریک می‌کند، رودخانه‌هایی که جهت جریانشان تغییر می‌کند، و صخره‌هایی که شکل خود را عوض می‌کنند.
در میانهٔ راه، آنها با موجوداتی عجیب روبرو می‌شوند: «سایه‌های خاطره» — موجوداتی که از خاطرات فراموش‌شدهٔ حیوانات شکل گرفته‌اند و سعی می‌کنند مسافران را در گذشته‌شان نگه دارند.

امبر: (در حال مبارزه با یک سایه که شکل مادرش را دارد) من… من نمی‌تونم ازش بگذرم!
وید: (دستش را روی شانهٔ امبر می‌گذارد) گذشته‌ات تو را تعریف نمی‌کنه، امبر. انتخاب‌هایت در حال حاضر مهمه.

رایلی و عواطفش به اعضای تیم کمک می‌کنند تا با خاطرات دردناکشان روبرو شوند و رهایشان کنند.

---
دیدگاه ها (۰)

کشف شهر میراژ:پس از عبور از آخرین مانع — یک دروازه سنگی که ف...

هازبین هتل hazbin hotel لوسیفر عین منه من واقعا تو بعضی از ج...

🎵 موسیقی جدید: «خاطره‌های مشترک»صحنه به صورت فلش‌بک‌های موزی...

صحنهٔ جدید – چند ماه بعد)زوتوپیا – یک روز معمولی… ولی نه کام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط