گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم

گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم

رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم

خم ز ابرویم رها کن با نگاهی مهربان
خنده بر لبها نهی من مهربانت می شوم

قصه پردازم تویی نقش مرا حاشا می شوم
راویم باشی عزیزم قهرمانت می شوم

پر گشا بر اوج مینا تا رسی بر طارق عشق
وا رهم از تیره گی چون آسمانت می شوم

با دلم همراه شو در راه عشق و عاشقی
راهی و همدل شوی من ساربانت
دیدگاه ها (۳)

قلمت را بردار ....بنویس از همه ی خوبی ها .....زندگی ..عشق .....

ای دل سرمست، کجا می‌پری؟بزم تو کو؟ باده کجا می‌خوری؟مایهٔ هر...

عشق یعنی مشکلی آسان کنیدردی از در مانده ای درما...

عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کندیار با چشم خمار و مست تب د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط