{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه به خاطرِ آفتاب، نه به خاطرِ حماسه

نه به خاطرِ آفتاب، نه به خاطرِ حماسه
به خاطرِ سایه‌ی بامِ کوچکش
به خاطرِ ترانه‌یی
کوچک‌تر از دست‌های تو



نه به خاطرِ جنگل‌ها، نه به خاطرِ دریا
به خاطرِ یک برگ
به خاطرِ یک قطره
روشن‌تر از چشم‌های تو



نه به خاطرِ دیوارها ــ به خاطرِ یک چپر
نه به خاطرِ همه انسان‌ها ــ به خاطرِ نوزادِ دشمن‌اش شاید
نه به خاطرِ دنیا ــ به خاطرِ خانه‌ی تو
به خاطرِ یقینِ کوچکت
که انسان دنیایی‌ست
به خاطرِ آرزوی یک لحظه‌ی من که پیشِ تو باشم
به خاطرِ دست‌های کوچکت در دست‌های بزرگِ من
و لب‌های بزرگِ من
بر گونه‌های بی‌گناهِ تو



به خاطرِ پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله می‌کنی
به خاطرِ شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای
به خاطرِ یک لبخند
هنگامی که مرا در کنارِ خود ببینی
دیدگاه ها (۱)

بر شانه‌ی ِ من کبوتری‌ست که از دهان ِ تو آب می‌خوردبر شانه‌ی...

تو را نگاه می کنمخورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کن...

در مجلس ما عطر میامیز که ما را .هر لحظه گیسوی تو خوشبوی مقام...

نور علی نور .

سناریو ساسونارو✨️『بــر روی بــرج یا در آسمان؟』🪐پارت یازدهم: ...

ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه در آمد، آسمان غریدن گرف...

سایه‌های کلاغپارت دوازدهم | اولین ترکباران هنوز می‌بارید.قطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط