{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر شانه‌ی ِ من کبوتری‌ست که از دهان ِ تو آب می‌خورد

بر شانه‌ی ِ من کبوتری‌ست که از دهان ِ تو آب می‌خورد
بر شانه‌ی ِ من کبوتری‌ست که گلوی ِ مرا تازه می‌کند.
بر شانه‌ی ِ من کبوتری‌ست باوقار و خوب
که با من از روشنی سخن می‌گوید
و از انسان ــ که رب‌النوع ِ همه‌ی ِ خداهاست.


من با انسان در ابدیتی پُرستاره گام می‌زنم.
دیدگاه ها (۱)

تو را نگاه می کنمخورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کن...

پل الوار ...تو را به جای همه زنانی که نشناخته ‏ام دوست میدار...

نه به خاطرِ آفتاب، نه به خاطرِ حماسهبه خاطرِ سایه‌ی بامِ کوچ...

در مجلس ما عطر میامیز که ما را .هر لحظه گیسوی تو خوشبوی مقام...

با یاد شانه های تو سر آفریده استایزد چقدر «شانه به سر» آفرید...

انسان ها همه دنبال خوشبختی اند دنبال سعادت و آرامش دنبال اح...

پارت ۱۲S:"صبحت بخیر کوچولوو، بیدار شو ای خوابالو. بیدار شو و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط