{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت

یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت

این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت

تردید نداشت عاشقم، با این حال

او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت...
دیدگاه ها (۱)

زِ عشقت عالمی پر شور و غوغاستچه دانم تا درین غوغا کجایی؟فتاد...

گلی از شاخه ها چیدم برایتزدم بوسه به یادت بی نهایتاگر قاتل ت...

غلط ست اینکه گویند که به دل رَهَست دل رادل من ز غصه خون شددل...

دلبسته ی محبت و دلداده ی غمیمچون روز روشن است که دلداده ی هم...

💢 انتقال به برزخ!🔸پیرمردی در حال جان دادن بود #شیاطین با انو...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎صبح روز بعدمانیا طبق معمول وارد اتاق جی...

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

دیدنش حال مرا یک‌ جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهت...

پارت ۳

در سالگرد رفتن برادر عزیزم، از کسی سخن می گویم که دوست داشتن...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

پارسا، با شنیدنِ کلامِ آنیسا، لب‌هایش را به شدت روی هم فشرد....

# 🌑 رقصِ آخرین ماه (#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط