{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت²⁶

پارت²⁶
÷به تو هیچ ربطی ندارع من کی هستم،فقط اینو میدونم که نباید با تهیونگ باشی
+من باید بفهمم با کی دارم صحبت میکنمو،به کی میخوام قول بدم
÷تو فقط بدون اگه اون کارارو بکنی،یه بلایی سر تو یا تهیونگ میارم شک نکن
با این حرف یه سمت اتاق خلبانی رفت و دیگه تا کره ندیدمش
وقتی کنار تهیونگ بودم وقتی حرف میزد من فقط با سر جوابشو میدادم،هنوز توی شک بودم،وقتی رسیدیم یه نفر منتظرمون بود،سوار شدیمو راه افتادیم که توی راه وارد یه خیابون خلوتی شدیم،خیلی خلوت بود انگار کسی اونجا زندگی نمیکرد،ولی خیلی خونه های باکلاس و شبیه به کاخی اونجا بود کمی که جلو تر رفتیم یه لامبرگینی پیچید جلومون
احساس میکردم همین الان هاس که تهیونگ بلندشه و دعوا شروع شه ولی ریلکس تر از داخل هواپیما بود راننده چند تا بوق زد ولی راننده لامبرگینی هیچ علامتی نشون نداد که بعد چند ثانیه از ماشینش پیاده شد،یه تبر بزرگ دستش بود،داد زد
÷تهیونگ عوضی بیا بیرون،همین الان بیا بیرون،اگه نیای من میام
تهیونگ هیچ تکونی نخوردو براشم مهم نبود،قلبم داشت میومد تو دهنم که دیدم تهیونگ از ماشین پیاده شدو.............
پارت قبلی به شرط نرسید مشکلی ندارم
این پارت
⁴⁴⁰=فالور
دیدگاه ها (۰)

پارت²⁷تهیونگ با ارامش از ماشین پیاده شدو به سمت اون مرد رفت...

پارت²⁸گوشیم زنگ خورد،جیمین بود،وای یعنی جواب بدم،یا بزارم خو...

پارت²⁵+من به کسی علاقه ای ندارم-حتی من(کیوتانه)+تو با بقیه ف...

پارت²⁴+هانا    -تهیونگ      :دخترا-چیزی شده اومدی بیرون+تا ا...

وقتی که هنوز با این اسکل اشنا نشده بودم یه بار دوستم زد دابی...

گل خونی پارت 26تهیونگ رفت به جیمین و شوگا گفت + ما نمیایم شم...

#پارت۱۷رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥آمد جلو و بغلم کرد تهیونگ: ببخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط