گل خونی
گل خونی
پارت 26
تهیونگ رفت به جیمین و شوگا گفت
+ ما نمیایم شما برین
& یعنی چی یا همین الان میای اگرم نیای دیگه اسم منو نیار یه روز میخوایم بریم شهربازی
+ خب کار دارم
& میتونی شب انجام بدی
# شوگا چی میگی امشب جونگکوک پیش من میخوابه
& خب پس فردا شب
+ باشع بابا
+ من میرم اماده شم
#خب پس جونگکوک اماده شده بگو بیاد
+ نه وقتی من اماده شدم با من میاد
# جونگکوک بیا بریم
جونگکوک امد از اتاق بیرون رفت سمت جیمین
- بریم
+ مگه نگفتم از اتاق نیا بیرون
- خب جیمین صدام زد منم امدم
+ زود باش بیا پیشم
- نه تو برو اماده شو من منتظر تیم
+ من بعدا باهات کار دارم کوچولو
تهیونگ یه نیش خند زد و رفت داخل اتاق بعدا چند دقیقه امد بیرون
+ تموم بریم جونگکوک بیا پیش خودم از جامم تکون نخور
- باشع بابا
تهیونگ دست جونگکوک رو گرفت و رفتن.......
پارت 26
تهیونگ رفت به جیمین و شوگا گفت
+ ما نمیایم شما برین
& یعنی چی یا همین الان میای اگرم نیای دیگه اسم منو نیار یه روز میخوایم بریم شهربازی
+ خب کار دارم
& میتونی شب انجام بدی
# شوگا چی میگی امشب جونگکوک پیش من میخوابه
& خب پس فردا شب
+ باشع بابا
+ من میرم اماده شم
#خب پس جونگکوک اماده شده بگو بیاد
+ نه وقتی من اماده شدم با من میاد
# جونگکوک بیا بریم
جونگکوک امد از اتاق بیرون رفت سمت جیمین
- بریم
+ مگه نگفتم از اتاق نیا بیرون
- خب جیمین صدام زد منم امدم
+ زود باش بیا پیشم
- نه تو برو اماده شو من منتظر تیم
+ من بعدا باهات کار دارم کوچولو
تهیونگ یه نیش خند زد و رفت داخل اتاق بعدا چند دقیقه امد بیرون
+ تموم بریم جونگکوک بیا پیش خودم از جامم تکون نخور
- باشع بابا
تهیونگ دست جونگکوک رو گرفت و رفتن.......
- ۱۹۳
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط