my psyche

روانی من p7

فردا بعد کنسرت
جین بلخره تموم شد
شوگا :اره
جیهوپ:بچه ها حالا که ته نیست بهتر یه فکری بکنیم چجوری ببریمش .
جیمین: نامجون تو برو بگو که ضبت داریم تو تیمارستان و بعد اونجا میزاریمش( بغض)
نامجون: باش(ناراحت)
نکته. ته رفت خونه
سویون: سلام *از پشت دیوار سرش رو آورد بیرون*
اعضا :سلام
سویون: کنسرت تون بی نظیر بود
جین: مخصوصا من
سویون:اتفاقا تو بد رقصیدی( با شیطنت)
جین:یاااا
سویون:باش باش خیلی خوب بودی شوخی کردم
جوکوک: سویون میخوام یه چیزی بهت بگم
سویون: بله بگو
جوکوک : تو باید ته رو ببخشی( سرش پایین بود و ناراحت
سویون: بس کن ( عصبی
جونکوک: این فیلم رو نگا
ویو سویون
با چیزی که دیدم خیلی حالم بد شد ولی به روی خودم نیوردم آخه داشت باله ای که عاشقش بودم رو می‌رقصید
سویون: خب که چی
جونکوک: داره با تو میرقصه (کل قضیه رو تعریف میکنه)
نکته کیم ویندی یه بیماری به نام گشادی گرفته حوصله نداره بنویسه)
سویون: خب
شوگا : میبخشیش
سویون: نه
نامجون : خواهش میکنم
سویون : معذرت‌ میخوام ولی وقت داشت یکی دیگر رو بغل میکرد باید به این فکرا هم میوفتاد
جیمین: ولی سویون حالش بده
سویون : حال منم بد بود ولی تونستم و نمی‌خوام دیگه بهش قکر کنم چون با بدبختی فراموشش کردم، جونکوک تو چرا اومدی بهم این حرف هارو میگی مگه تو نگفتی پشتتم فراموشش کنم( باگریه)
جونکوک:چون وقتی تو این حال دیدمش حالم بد شد
سویون: باش ت. ببخشش ولی من نمیتونم یا حداقل فرست میخوام
جین: اما فردا باید ببریمش تیمارستان
سویون : منم وقت میخوام مثلا اومدم یکم خوشحال کنم خودم رو (تمسخر)
شوگا: ببخشید
ویو سویون
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

my psyche

my psyche

my psyche

my psyche

پسر کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط