my psyche
روانی من
P۷
ایشون باید به تیمارستان برن
اعضا جز ته: چی
&خیلی وقت باید برن بهشون میگفتم کسیو بیارین با خودتون یا شماره یکی رو بدین اما میگفت نمیخوام
جونکوک: الان باید برن( نگران)
&بله و بعد چند وقت فراموشی میگیره و پرستاران بهشون کمک میکنن حالشون اصلا خوب نیست هرچی زودتر بیارین بهتره
جیهوپ م....م.ن....و....ن(بغض سگی
جین ما تا پی فردا میاریمش
&راستی اگه میخواین به روز های اولش برگرده بگین که خانم سویون بیاد و فقط ببخشتش
جونکوک: باهاش صحبت میکنم
& اوک بای
اعضا بای
ویو ادمین
اعضا ناراحت رفت دنبال ته که دیدن داره میرقصه
نامجون: ته داری چی کاز میکنی
ته:دارم با سویون میرقصم ( خوشحال )
اعضا با تصویری که دیدن اشک تو چشماشون جمع شد
و جونکوک گوشیش رو در آورد و از ته فیلم گرفت
که ته گفت
ته: جونکوک چرا با من حرف نمیزنی(بغض)
جونکوک: چی بگم(وحشتناک سرد)
ته: میشه یه سوال ازت بپرسم
جونکوک: اوم
ته: سویون حالش خوبه (گریه)
جونکوک: به نظر خودت حالش خوبه کسی که عاشقانه دوستش داشت با دوستش بره تو رابطه
و ته هی میزنه تو سرش و بلدن گریه میکنه و داد میزنه ببخشید حدا اقل ت. ب من خوب شو ببخشید
) ادمین در حال هق زدن)
جیمین: آروم باش پسر هیششش
( بغض)
نامجون به جونکوک میگه ببخشش حالش خوب نیس پشیمونه
جونکوک: باش آرون باش
شوگا : بچه ها رسیدیم
ادامه دارد
P۷
ایشون باید به تیمارستان برن
اعضا جز ته: چی
&خیلی وقت باید برن بهشون میگفتم کسیو بیارین با خودتون یا شماره یکی رو بدین اما میگفت نمیخوام
جونکوک: الان باید برن( نگران)
&بله و بعد چند وقت فراموشی میگیره و پرستاران بهشون کمک میکنن حالشون اصلا خوب نیست هرچی زودتر بیارین بهتره
جیهوپ م....م.ن....و....ن(بغض سگی
جین ما تا پی فردا میاریمش
&راستی اگه میخواین به روز های اولش برگرده بگین که خانم سویون بیاد و فقط ببخشتش
جونکوک: باهاش صحبت میکنم
& اوک بای
اعضا بای
ویو ادمین
اعضا ناراحت رفت دنبال ته که دیدن داره میرقصه
نامجون: ته داری چی کاز میکنی
ته:دارم با سویون میرقصم ( خوشحال )
اعضا با تصویری که دیدن اشک تو چشماشون جمع شد
و جونکوک گوشیش رو در آورد و از ته فیلم گرفت
که ته گفت
ته: جونکوک چرا با من حرف نمیزنی(بغض)
جونکوک: چی بگم(وحشتناک سرد)
ته: میشه یه سوال ازت بپرسم
جونکوک: اوم
ته: سویون حالش خوبه (گریه)
جونکوک: به نظر خودت حالش خوبه کسی که عاشقانه دوستش داشت با دوستش بره تو رابطه
و ته هی میزنه تو سرش و بلدن گریه میکنه و داد میزنه ببخشید حدا اقل ت. ب من خوب شو ببخشید
) ادمین در حال هق زدن)
جیمین: آروم باش پسر هیششش
( بغض)
نامجون به جونکوک میگه ببخشش حالش خوب نیس پشیمونه
جونکوک: باش آرون باش
شوگا : بچه ها رسیدیم
ادامه دارد
- ۳.۷k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط