آه تاکی ز سفر باز نیایی بازآ

آه، تاکی ز سفر باز نیایی، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گر همان بر سر خونریزی مایی، بازآ
کرده‌ ای عهد که باز آیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ
رفتی و باز نمی‌ آیی و من بی تو به جان
جان من این همه بی رحم چرایی، بازآ...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ماما را ز درد کشته و غافل ز...

هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباداین نگاه دور را از روی او ...

ای وای! چه ای وای تو دیوانه کننده ست!ای وای! که اغوای تو دیو...

دختری را مى‌شناسم‏كه زيبايىِ نگاهش‏در يک عكس جا نمى‌گيرد...🌸...

آه، تاکی ز سفر باز نیایی، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط