ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما از تیغ بی ملاحظه آه ما بترس اولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما در آه ما نهفته خزان و بهار حسن تاثیر هاست با نفس گرم و سرد ما رخش اینچنین متاز که پیش از تو دیگری کردست این چنین و ندیدست گرد ما...