{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_ زندگی همیشه با لبخند شروع می‌شه،

_ زندگی همیشه با لبخند شروع می‌شه،
با خیال‌های ساده ‌لوحانه ای که حقیقی
به نظر می آیند.
من هم باور کرده بودم…
باور کرده بودم دنیا همون‌ قدر مهربونه که تو تمام قصه ‌هام می‌نوشتم؛
همون قدر ساده و زیبا.
از آن روز به بعد
زندگی شبیه اتاق نیمه‌ تاریکی شد
که هرچقدر جلو می‌رفتم
چیزهای بیشتری را گم می‌کردم...

اما شاید همین گم‌ کردن‌ هاست
که آدم را وادار می‌کند
خودش را دوباره پیدا کند؛
نه آن‌طور که بوده،
بلکه آن‌طور که مجبور است باشد.
دیدگاه ها (۰)

رفتن! سخته اما بعضی وقت ها لازمهخیلیا از زندگیمون میرن اما ی...

- و من او را طوری نگاه می کردم ، انگار آخرین گلی بود که در ج...

_ یه روز با یکی آشنا میشی که مهم نیست چقدر ازت فاصله داره ،م...

زندگیه دیگه؛ گاهی خسته‌ت می‌کنهخیلی خسته‌ت می‌کنه،اونقد که د...

موضوع چیه؟ خیلی ساده است !باز هم غربگداها فرصت دادند ترامپ ب...

معرفی کتاب: مجموعه انتخاب 🎀نشر باژ🌙ترتیب: انتخاب 💙برگزیده 🩷ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط