{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیکشن هزبین هتل TVDeer

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت شانزدهم:

~ حتما خیلی مهمه که حاضر شدی تا اینجا بیای..!
- آره.. مهمه.. من بخاطر الستور اینجام
~ برای همینم میدونستی چه حسی بهش دارم خدایا!
- آره.. من خیلی دلم میخواست بهش درخواست بدم تا تو گروه جدیدم باشه، تا با هم پیشرفت کنیم و باهمدیگه به همه حکومت کنیم..
~ خب این خیلی ایده قشنگیه.. بهش گفتی؟

واکس نگاهشو برمیگردونه، نمیتونه به چشمای وینسنت نگاه کنه چون مدام خودشو تو چشماش میبینه..

- اره.. گفتم..

وینسنت با ذوق و انتظار نگاهش میکنه و میپرسه

~ خب بعدش چی؟

دوباره همه چیز از جلوی چشمای واکس رد میشه و اشک تو چشماش حلقه میزنه.. اما سعی میکنه دردی که تو وجودش مونده رو پنهان کنه.. برمیگرده و سعی میکنه یه لبخند مصنوعی تحویل وینسنت بده اما لو میره..

- بهم خندید.. تا جایی که نفسش بند بیاد بهم خندید و بهم گفت من افتضاحم! میدونم تو هم همین ایده تو سرت بوده چون تو هم مثل من فکر میکنی.. اما نباید اینو ازش بخوای.. خواهش میکنم! من برگشتم تا جلوی نابودی این رابطه رو بگیرم..
~ خدای من.. ولی شما.. یعنی ما.. مگه این رابطه یه رفاقت دوطرفه نبوده؟
- اها! مشکل همینجاس.. تو فکر میکنی اسمشو میشه گذاشت رفاقت ولی اون این فکرو نمیکنه.. اصلا اهمیت نمیده..
~ اگه انقد براش بی ارزشی چرا میخوای روابطت باهاش پایدار بمونه.. وقتی که براش مهم نیستی؟
- چون.. چون..

واکس خشکش میزنه.. واقعا چرا؟



تازه از تنور دراومده..🌝 🤝
فک کنم دوبار دیگه کاورو بزارم کلا تحلیل بره، هربار کیفیتش افت میکنه..🤡👍🏻

★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۶)

وضعیت یجوری شده انگاری رول داشتن از واجبات زندگیه..

یاح.. 🌚🤝🏻کسی که تو دما ۴٠ درجه چای بخوره ایرانی اصیله..🌚👍🏻

موقعیت:کلی درس برای خوندن و انجام دادن، و کلی رمان و فیکشن ب...

به گمونم دو روز دیگه به مرتب کردن اتاقم و گوشیم/کامپیوترم اد...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت دهم:* واکس دستشو میگیره ...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت دوازدهم:بعد از گذشت چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط