{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش تا دل می گرفت و می شکست

کاش تا دل می گرفت و می شکست
دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش می شد روی هر رنگین کمان
می نوشتم "مهربان" با من بمان!!!

کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی
تا شود در پشت قاب بندگی

کاش می شد کاش ها مهمان شوند
در میان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود ...



نیما یوشیج
دیدگاه ها (۷)

بی تو در حسرت باران بهاری ماندیمبی تو در حسرت آواز قناری مان...

مادرم گفت: حسین تکه کلامت باشدهر وقت شدی مست رُخش ، شیرم حل...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

بهانه میدانی چیست؟دلــــت که سر وعده برسد و جا بماند فاجعه ر...

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

«رایحه پنهان»صبح‌ها، جونگ‌هیون همیشه قبل از بقیه بیدار می‌شد...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

چند پارتی جونگ کوک

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط