میدانی ناقص الخلقه بود !
میدانی ناقص الخلقه بود !
بقیه می شنیدند چقدر دوستش دارم ؛
اما خودش انگار کر خدادادی بود ... !
بقیه می دیدند چقدر محتاج یک نگاه عاشقانه اش هستم ؛
اما خودش ...
بقیه می فهمیدند چقدر دستانم هوای پیچیدن دور بازوانش را دارد...
اما کوچه ی علی چپ در دسترس تر بود...
خلاصه که یا بقیه زیادی باهوش بودند ،
یا او زیادی خنگ ...
بقیه می شنیدند چقدر دوستش دارم ؛
اما خودش انگار کر خدادادی بود ... !
بقیه می دیدند چقدر محتاج یک نگاه عاشقانه اش هستم ؛
اما خودش ...
بقیه می فهمیدند چقدر دستانم هوای پیچیدن دور بازوانش را دارد...
اما کوچه ی علی چپ در دسترس تر بود...
خلاصه که یا بقیه زیادی باهوش بودند ،
یا او زیادی خنگ ...
- ۲۴۳
- ۱۶ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط