{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

story names :  Walking out of the time

story names :  Walking out of the time
Author: Jiyoon
Couple: J_hope and sooyoon

Shat⁴

*ᵗʰᵉʳᵉ'ᶳ ᴬˡʷᴬʸᶳ ᴬ ʳᴬᶤᶰᵇᵒʷ ᴬᵗ ᵗʰᵉ ᵉᶰᵈ ᵒᶠ ᵉᵛᵉʳʸ ʳᴬᶤᶰ

_วαηց нσσѕσσк

________________________________________________

جیمین : دکتر لی حالش چطوره ؟

دکتر لی :بهوش اومدن !

(پرش زمانی به یک ساعت بعد)

مادر هوپی : کجا میخواستی بری بی معرفت ...نمیگی من دلم باتو میاد !

هوسوک دور و اطراف رو نگاه می‌کند ولی خبری از پدرش نبود در همین حین پدرش با عصبانیت وارد اتاق می‌شود : پسره احمق ، فقط بلدی آبروی منو ببری !

مادر هوپی همسرش را به بیرون راهنمایی میکند و پسرش را در فکر عشق از دست رفته اش تنها می‌گذارد!
.
.
.
اگه بدن میشدم >> قلبم بودی؛
درخت میشدم >> ریشه‌م بودی؛
رنگ میشدم >> قلمم بودی؛
شب میشدم >> ماهَم بودی؛
ساز میشدم >> آهنگم بودی؛
فصل میشدم >> بهارم بودی؛
حس میشدم >> امیدم بودی ! . .
توهمونی‌هستی‌که‌همیشه‌به‌بودنم‌معنا‌میدی و حالا که نیستی بودنم معنایی ندارد:)
.
.
.
م . ه : احمق تو نمیتونی یکم به فکر پسرت باشی؟

پ .ه : چیشد بانو یکهو مادر دلسوز شدن ؟

مادر هوسوک خواست حرفی بزنه که جیمین با عجله اومد سمتشون !
دیدگاه ها (۲)

بعد مدت ها ما برگشتم... خب بچه میخوام رمان فیک جدیدم رو معرف...

🎀

ستایش

◝‌عقل بیهوده سر ِ‌دطرح ِ معما دارد ؛ بازی ِ عشق مگر شاید و ...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ💔🔪ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

👑✨ ارزانسرای شیک‌پوشان؛ شیک بپوش، هوشمندانه خرید کن! ✨👑🛍️💖 د...

ستایش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط