{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من روزم را باآفتاب روی تو

من روزم را باآفتاب روی تو
کزمشرق خیال دمیده است

آغازمیکنم

من با تومینویسم ومیخوانم
من با توراه میروم وحرف میزنم

وز شوق این محال
که دستم بدست توست

من جاے راه رفتن پروازمیکنم
دیدگاه ها (۲)

عاشقم، عاشق ستاره ی صبحعاشق ابرهای سرگردانعاشق روزهای بارانی...

در دنـــــیا .....دو نابیـــــنا هســـــٺ .....یڪے تو ڪہ عاش...

ســـــلامـبـرای امـروزتانآرزو کـــردم کہ خـدای مهـربانهدیہ د...

کسی تضاویری در دلش هست دوست داره من بذارم بگم بگویید☺ ☺ ☺ ☺

برده عمارت جئون

جادویی عشق part 29 پارچه رو روي سر و صورتم کشیدم و تند قدم ب...

THE NAME...خانم جئون؟🖤💋... منتظرش بودم.منتظر صدای قدم هاش.من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط