{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چگونه فکر می کنی پنهانی و به چشم

چگونه فکر می کنی پنهانی و به چشم
نمی آیی؟
تو که قطره بارانی بر پیراهنم
دکمه طلایی بر آستینم
کتاب کوچکی در دستانم
و زخم کهنه ای بر گوشه ی لبم
مردم از عطر لباسم می فهمند
که معشوقم تویی
از عطر تنم می فهمند که با من بوده ای
از بازوی به خواب رفته ام می فهمند
که زیر سر تو بوده است..
دیدگاه ها (۱)

با هم که باشیم سه تاییم من ، تو و بوسه بی هم چهار تاییم تو ب...

تو حرف تازه ای بزن …چیزی که از جنس ابراز علاقه هایتوخالیِ پر...

لعنت به ترس، به فوبیا، به تلقین و به هر چیزی که نمی گذارد آد...

بچه که بودم خیال می‌کردم همه‌ چیز مال من است. دنیا را آفریده...

شامپاین ...

پارت نهم -رقص با توطئه-

‌Part⁷ 🦢 [...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط