{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی

بازی
Part 2
(ویو رسیدن به عمارت تهیونگ )

× شما برین پیه کارتون خودم میبرمش بالا
بادیگارد ها: چشم ارباب


× بردمش گذاشتمش روی تخت خوابم مثل یه بچه خرس کوچولو بود ، اه تهیونگ تو این نیستی بس کن

_ با سر درد بیدار شدم دیدم که اون مرده که بهش میگفتن ارباب تهیونگ با لا سرم و من توی یه اتاق زیبا بودم

× خوب ببین کی بالاخره بیدار شده

_ م..من کجا هان

× مثکه هنوز نفهمیدی من کیم هان(سرد)

_ برام مهم نیست کی هستی من باید برم پس برو کنار

× چه غلتا مثکه باید فیزیکی بهت حالی کنم

_ ن... نه زدیم من نشو

جنی هعی میرفت عقب و تهیونگ میومد جلو تا بالاخره خورد به دیوار

× به نفته هرچی که بهت میگم رو گوش کنی وگرنه برات بد میشه فهمیدی (کمی داد)

_ ب.. باشه

× آفرین حالا شد (نیشخند )

_ ....

تهیونگ بلند شد و رفت بیرون و در قفل کرد و از پشت در بهش گفت که به نفته فکر فرار به سرت نخوره ، بخوای از پنجره فرار کنی صد درصد میمیری چون ما طبقه ۷ هستیم گفتم که بدونی

(ویو جنی )
دیدگاه ها (۰)

وایبش🛐✨️

بازیPart 1(علامت جنی_)(ویو صبح جنی)_با صدای آلارم گوشیم از خ...

نام رمان:بازی (game)شخصیت های اصلی: تهیونگ _ جنیژانر:خشن -ما...

𝙈𝙮_𝙢𝙖𝙧𝙞𝙤𝙣𝙚𝙩𝙩_𝙙𝙤𝙡𝙡#عروسک_خیمه_شبازی_من# پارت ۲(ویو ات)میخواست...

کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط