بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
هر انسانی اگر مسلمان هم نباشد وحتی از مسلمانان بدش بیاید، با دیدن سرهای بریده شده توسط داعشیها، یا کودکان به قتل رسیده توسط اسرائیلیها، گریه میکند و حتی اگر نبیند و برایش نقل کنند نیز گریه می کند.
شناخت هدفدار، انگیزه بخش و مسئولیت آور :اما یک موقع انسان به دنبال هدفی است و برای نزدیکی و رسیدن به هدف، دنبال شناخت شخص یا واقعه یا حادثه و یا حتی مطلبی می رود. اونیز درگام نخست،از شناخت شناسنامهای آغاز می کند، اما چون هدف دارد،انگیزه نیز داردوشناخت برای او مسئولیت آور میگردد؛ و در این شناخت نیز فرقی ندارد که شناخت یک علم طبیعی باشد، یا یک فیلسوف،یا یک شهر، یا یک شخصیت ادبی یا مذهبی.این یک قاعده و اصل کلی می باشد.
بسیار فرق است بین شناخت کسی که صرفاً جهت اطلاع دست به تحقیق و مطالعه زده تا ببیند در کربلا چه گذشت، یا در بمبارانهای اتمی و شیمیایی و ... چه فجایعی رخ داد، یا در منا چه شد؟ با کسی که هدف دارد، برای خود شناسی، خدا شناسی، امام شناسی، دین شناسی، تاریخ شناسی و ... انگیزه دارد و به دنبال تعیین جایگاه خود و تکلیف و مسئولیت فردی و اجتماعی و دینا و آخرت خود میباشد.
عقل - علم و عواطف :انسان هم از امکان و استعداد عقلی برخوردار است و هم از عواطف قلبی. از این رو هم شناخت دارد، و هم حب و بغض؛ و انسان وقتی کاملتر میشود که نه تنها هیچ یک را به بهانه دیگری تعطیل نکند، بلکه هر دو را فعال و کامل نماید.
از این رو انسان مؤمن - عاقل از یک سو در مسیر مطالعه، تحقیق، تفکر، تأمل و تدبر می رود، از سوی دیگر اهل ذکر یادآوری است. با اشخاصی تعامل دارد که یاد معشوق کنند، در محافلی شرکت میکند که ذکر محبوب دارند. در دهه محرم، ساعاتی را به مطالعه و تفکر می گذراند و ساعاتی را با شرکت در مراسم عزاداری، به ابراز عشق و محبت اختصاص میدهد، و بدین ترتیب مواضع عقلانی و قلبی خود را معین و اظهار میکند؛ چنان که در زیارت عاشورا، هیچ بحثی از مناقب امام حسین علیه السلام نشده است، بلکه سراسر اعلام مواضع زیارت کننده در تولا و تبرا میباشد.
نقش حادثه شناسی در ایمان : اگر کسی تمامی جزئیات فاجعه کربلا را بداند، دلیل بر این نیست که امام شناس باشد، حتی اگر برای هر حادثهای تمام سال گریه کند، باز هم دلیل بر امام شناسی او نمیگردد.
عدهای در روضهها میگویند:انگشت امام رابریدند تا انگشترش را در آوردند، بسیاری هم بر این مصیبت گریه می کنند. آیت الله فاطمی نیا میگوید: من تحقیق کردم که چنین اتفاقی نیافتاده است.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
هر انسانی اگر مسلمان هم نباشد وحتی از مسلمانان بدش بیاید، با دیدن سرهای بریده شده توسط داعشیها، یا کودکان به قتل رسیده توسط اسرائیلیها، گریه میکند و حتی اگر نبیند و برایش نقل کنند نیز گریه می کند.
شناخت هدفدار، انگیزه بخش و مسئولیت آور :اما یک موقع انسان به دنبال هدفی است و برای نزدیکی و رسیدن به هدف، دنبال شناخت شخص یا واقعه یا حادثه و یا حتی مطلبی می رود. اونیز درگام نخست،از شناخت شناسنامهای آغاز می کند، اما چون هدف دارد،انگیزه نیز داردوشناخت برای او مسئولیت آور میگردد؛ و در این شناخت نیز فرقی ندارد که شناخت یک علم طبیعی باشد، یا یک فیلسوف،یا یک شهر، یا یک شخصیت ادبی یا مذهبی.این یک قاعده و اصل کلی می باشد.
بسیار فرق است بین شناخت کسی که صرفاً جهت اطلاع دست به تحقیق و مطالعه زده تا ببیند در کربلا چه گذشت، یا در بمبارانهای اتمی و شیمیایی و ... چه فجایعی رخ داد، یا در منا چه شد؟ با کسی که هدف دارد، برای خود شناسی، خدا شناسی، امام شناسی، دین شناسی، تاریخ شناسی و ... انگیزه دارد و به دنبال تعیین جایگاه خود و تکلیف و مسئولیت فردی و اجتماعی و دینا و آخرت خود میباشد.
عقل - علم و عواطف :انسان هم از امکان و استعداد عقلی برخوردار است و هم از عواطف قلبی. از این رو هم شناخت دارد، و هم حب و بغض؛ و انسان وقتی کاملتر میشود که نه تنها هیچ یک را به بهانه دیگری تعطیل نکند، بلکه هر دو را فعال و کامل نماید.
از این رو انسان مؤمن - عاقل از یک سو در مسیر مطالعه، تحقیق، تفکر، تأمل و تدبر می رود، از سوی دیگر اهل ذکر یادآوری است. با اشخاصی تعامل دارد که یاد معشوق کنند، در محافلی شرکت میکند که ذکر محبوب دارند. در دهه محرم، ساعاتی را به مطالعه و تفکر می گذراند و ساعاتی را با شرکت در مراسم عزاداری، به ابراز عشق و محبت اختصاص میدهد، و بدین ترتیب مواضع عقلانی و قلبی خود را معین و اظهار میکند؛ چنان که در زیارت عاشورا، هیچ بحثی از مناقب امام حسین علیه السلام نشده است، بلکه سراسر اعلام مواضع زیارت کننده در تولا و تبرا میباشد.
نقش حادثه شناسی در ایمان : اگر کسی تمامی جزئیات فاجعه کربلا را بداند، دلیل بر این نیست که امام شناس باشد، حتی اگر برای هر حادثهای تمام سال گریه کند، باز هم دلیل بر امام شناسی او نمیگردد.
عدهای در روضهها میگویند:انگشت امام رابریدند تا انگشترش را در آوردند، بسیاری هم بر این مصیبت گریه می کنند. آیت الله فاطمی نیا میگوید: من تحقیق کردم که چنین اتفاقی نیافتاده است.(ادامه دارد...)
- ۹۶
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط