{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم های تو بود

چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم های تو بود

ملتهب ، مرموز ، دوست داشتنی...


چقدر هوای پاییز شبیه دست های توست

نه گرم ، نه سرد ، همیشه بلاتکلیف...


چقدر صدای خش خش برگ ها شبیه صدای قلب من است

که خواست...افتاد...شکست...


چقدر این پیاده روها پر از آوازهای من است

نارنجی یکدست ، پر از آدم های دست در دست مست...


چقدر پاییز شبیه دلتنگیست
شبیه کسی که بود...رفت...
کسی که دیگر نیست....


مثل روزهای آخر پاییز........
#mo30bat
دیدگاه ها (۲۲)

امشب بازهم درمقابل بی رحمی هایت سکوت میکنم / امشب بازهم درمق...

من نمیفهمم چرا هیچکس نمینویسد از مردهااز چشمها و شانه ها و د...

نم نمک دارم به تو احساس پیدا می کنمهی ورق بر می زنم هی آس پی...

شهـــــــاﻣﺖ ﻣﯿﺨــــــــــﻮﺍﻫﺪ .. ..ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ... شـ...

هّـوٌأّی پأّییﺰی سِـئوٌلَ، خِـنِک وٌ دٍلَنِشُـینِ بًوٌدٍ وٌ ...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت ســᩘی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط