{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار یک شب

هزار یک شب
پارت ۴
شهرزاد: چی بابا یعنی چی!
بابا : تو میتونی عزیزم
شهرزاد: بابا من نمیتونم زن یه خلافکار بشم
بابا: ببند دهنتو
ویو شهرزاد
رفتم تو اتاق گریه کردم نمیدونم کی خوابم برد صبح بلند شدم
مامانم درو باز کرد گفت شهرزاد جونگ کوک میاد امشب اینجا آماده باش گفتم باشه
رفتم دستشویی صورتمو شستم اومد بیرون صبحونه خوردم موهامو شونه زدمو آرایش ملیح کردم کت و شلوار مشکی با یه کراپ سفید پوشیدمو
دیگه نزدیک های غروب شد آسمون
بنفش صورتی شده بود
خیلی قشنگ شد دیگه جونگ کوک اومد
مامانم و بابام خوش آمد گفتن
جونگ کوک نشست من تو اتاق بودم
اومد بیرون جونگ کوک بود
ویو جونگ کوک
وقتی شهرزاد رو دیدم تو شوک بودم چطوری یه دختر می‌تونه خوشگل باشه
لایک پلیزززز
دیدگاه ها (۰)

هزار و یک شب پارت ۵ ویو جونگ کوک تو شوک چطوری می‌تونه یه آدم...

هزار و یک شب پارت ۶(روز عروسی)ویو شهرزاد لیا دوستم اومدخونمو...

هزار و یک شب پارت ۲تا اینکه سرو کله یه دختر پیدا شد به نام ش...

هزار و یک شب پارت ۱ویو مینسوداشتم با کای صحبت میکردم (کای دو...

ویو ات امروز هم بیدار شدم صورتم رو شستم و رفتم پایین پیش باب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط