وقتی آدم ها از چشم چراغ را می دزدند

وقتی آدم ها از چشم چراغ را می دزدند؛
از عشق نگاه را و
از کوچه درخت را

بگو به کدام امید تکیه کنم
تا شوق آمدن باران ..

چیزی نیست*
درخت آشنای عزیز شده اش را
در پشت دیوار یک خیابان بُریده اند؛
حس از دست دادن یک دوست
یکی که هر روز
در همهمه ی روزگار با او
چشم در چشم می شوی
و چیزی را زیر لب میگویی که همگان نمی‌شنوند و او می داند...



.
.
.
دیدگاه ها (۴)

و سلام بر هر آنچه که در زمانه ی بجای خودش بیاید؛عشق باشد؛ با...

رفیق بود؛با او می توانستم بعد از گریه های بلند، از چیزهای کو...

بیشتر ما از دیده شدن نمی ترسیماز اون نگاه هایی میترسیم که یه...

گاهی بعضی ها فقط میان تا ی کافه ی جدید بهتنشون بدننه برای مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط