وقتی آدم ها از چشم چراغ را می دزدند
وقتی آدم ها از چشم چراغ را می دزدند؛
از عشق نگاه را و
از کوچه درخت را
بگو به کدام امید تکیه کنم
تا شوق آمدن باران ..
چیزی نیست*
درخت آشنای عزیز شده اش را
در پشت دیوار یک خیابان بُریده اند؛
حس از دست دادن یک دوست
یکی که هر روز
در همهمه ی روزگار با او
چشم در چشم می شوی
و چیزی را زیر لب میگویی که همگان نمیشنوند و او می داند...
.
.
.
از عشق نگاه را و
از کوچه درخت را
بگو به کدام امید تکیه کنم
تا شوق آمدن باران ..
چیزی نیست*
درخت آشنای عزیز شده اش را
در پشت دیوار یک خیابان بُریده اند؛
حس از دست دادن یک دوست
یکی که هر روز
در همهمه ی روزگار با او
چشم در چشم می شوی
و چیزی را زیر لب میگویی که همگان نمیشنوند و او می داند...
.
.
.
- ۱۰.۳k
- ۱۳ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط