{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیالوگ های من و او...

دیالوگ های من و او...
به من گفت آشغال...بهش گفتم ارهمن من اشغال اما یکی هست 9شب من رو بیاد ببره...تو چی...لجش گرفت گفت تو آشغال بد بویی...گفتم اره من اشغال بد بو هستم ...اما امید به بازیافت و تبدیل شدن به یه چیز خوب رو دارم....تو چی....هیچی گذاشت رفت..
دیدگاه ها (۶۸)

دیالوگ های من و او... می گفت عاشق چیز های فانتزیم....من همه ...

یه روز با اقا امیر علی....از بچه های خوش سر زبون فامیل.....خ...

در این شب های سرد شاید خیلی ها از خانه بیرون نیایند.... اما ...

تو حرمت ....همیشه... دل میشه مثل شیشه... مگه میشه اینجا کسی ...

#چرا -من PART10ته یعنی اگه بترسه یا استرس بگیره بیهوش میشه ...

دختر بد(سناریو جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط