{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ميان من و تو ، فاصله داريم از هم 

شب ميان من و تو ، فاصله داريم از هم 
و به اين علت ديرين گله داريم از هم
سالها پيش هم و باز به دنبال هميم
با توام سايه ! نگفتي كه چه داريم از هم ؟
به من اين صحبت تاريك چه داده است بگو
جز همين فاصله كهنه كه داريم از هم
من كه همزاد شبم ، تو هيجان مهتاب
چه شده ، از چه سبب واهمه داريم از هم ؟
نكند ياغي نا محرم شب يا مهتاب ...
تو بگو هر چه نگفته است كه داريم از هم 
آخر از دست تو يك روز به شب مي تازم
صبح آويخته از حلقه داريم از هم
دیدگاه ها (۱)

...

ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕ...

....

...

#۱۷_سال_از_رفتنت_میگذره_و_هرساله_این_هفته_آخر_اُردیبهشت_خیلی...

خلاصه‌ای از رمان:من برمی‌گردم ماجرای واقعی زندگی زنی به‌نام ...

بهار******_سمیرا نمیخوام آجی...سمیرا+مرض بخوربینم..._آقا سعی...

اعتماد پارت|۹۷|

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

آسمون آبیهدنیا روی لب منه کام میدهتلخ بوی لالیک حال میدههمه ...

آتش زیر یخ.

پارت 24: کوکی: خوابت نمیاد؟؟؟    من: نه نمیدونم چرا. کوکی: م...

اکرم محمدی شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط