شب ميان من و تو ، فاصله داريم از هم
شب ميان من و تو ، فاصله داريم از هم
و به اين علت ديرين گله داريم از هم
سالها پيش هم و باز به دنبال هميم
با توام سايه ! نگفتي كه چه داريم از هم ؟
به من اين صحبت تاريك چه داده است بگو
جز همين فاصله كهنه كه داريم از هم
من كه همزاد شبم ، تو هيجان مهتاب
چه شده ، از چه سبب واهمه داريم از هم ؟
نكند ياغي نا محرم شب يا مهتاب ...
تو بگو هر چه نگفته است كه داريم از هم
آخر از دست تو يك روز به شب مي تازم
صبح آويخته از حلقه داريم از هم
و به اين علت ديرين گله داريم از هم
سالها پيش هم و باز به دنبال هميم
با توام سايه ! نگفتي كه چه داريم از هم ؟
به من اين صحبت تاريك چه داده است بگو
جز همين فاصله كهنه كه داريم از هم
من كه همزاد شبم ، تو هيجان مهتاب
چه شده ، از چه سبب واهمه داريم از هم ؟
نكند ياغي نا محرم شب يا مهتاب ...
تو بگو هر چه نگفته است كه داريم از هم
آخر از دست تو يك روز به شب مي تازم
صبح آويخته از حلقه داريم از هم
- ۱۹۷
- ۲۸ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط