تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط

تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم، غلط
باختم جان در هوای او، غلط کردم، غلط

عمر کردم صرف او، فعلی عبث کردم، عبث
ساختم جان را فدای او، غلط کردم، غلط

دل به داغش مبتلا کردم، خطا کردم، خطا
سوختم خود را برای او، غلط کردم، غلط

اینکه دل بستم به مهر عارضش، بد بود، بد
جان که دادم در هوای او، غلط کردم، غلط

همچو وحشی رفت جانم در هوایش، حیف، حیف
خو گرفتم با جفای او، غلط کردم، غلط
دیدگاه ها (۲)

گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوزمی‌نمـــــایم اینچنین و...

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺷــﮑﺴﺘﻪ ﻧﮕﻮﮐﻪ ﺩﻟــﮯ ﺩﺍﺭﻡ ﺷــﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗـــ...

بی اختیاردستهایش راگرفتم..!؟ضربانم تندتر از همیشه میزد...جور...

گریه کردیم ، دو تا شعله ی خاموش شدهگریه کردیم ، دو آهنگ فرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط