گر چه دوری میکنم بیصبر و آرامم هنوز
گر چه دوری میکنم بیصبر و آرامم هنوز
مینمـــــایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز
باورش میآیـــــد از من دعـــــوی وارستـــــگی
خود نمیداند که چون آورده در دامم هنوز
اول عشـــــق و مرا سد نقـــــش حیرت در ضمیر
این خود آغاز است تا خود چیست انجامم هنوز
من به سد لطف از تو ناخرسند و محروم این زمان
از لـبت آورده ســـــد پیغــــــــــام دشنـــــامم هنوز
صبح و شام از پی دوانم روز تا شب منتظر
همـــرهی با او میسر نیست یک گامم هنوز
من سراپا گوش کاینک میگشاید لب به عذر
او خود اکنـــــون رنجه میدارد به پیغامم هنوز
وحشی این پیمانه نستانی که زهر است این نه می
باورت گر نیست دردی هست در جامم هنوز
مینمـــــایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز
باورش میآیـــــد از من دعـــــوی وارستـــــگی
خود نمیداند که چون آورده در دامم هنوز
اول عشـــــق و مرا سد نقـــــش حیرت در ضمیر
این خود آغاز است تا خود چیست انجامم هنوز
من به سد لطف از تو ناخرسند و محروم این زمان
از لـبت آورده ســـــد پیغــــــــــام دشنـــــامم هنوز
صبح و شام از پی دوانم روز تا شب منتظر
همـــرهی با او میسر نیست یک گامم هنوز
من سراپا گوش کاینک میگشاید لب به عذر
او خود اکنـــــون رنجه میدارد به پیغامم هنوز
وحشی این پیمانه نستانی که زهر است این نه می
باورت گر نیست دردی هست در جامم هنوز
- ۳۲۰
- ۲۴ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط