{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر مریضی که طبیبش تو شکرلب باشی

هر مریضی که طبیبش تو شکرلب باشی
بهر آن است که بهتر نشود احوالش
دیدگاه ها (۰)

از دورویی تلخ تردر کام اهل عشق نیستتا دلت با من دورنگی کردشی...

ملامت می‌نندم دوستاندر عشق و حق دارندتو بیزار از منیاما مگر ...

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره‌ی درم...

لطفى كن و تيرى دگرم سوىِ دل اندازكان تيرِ نخستين كه زدى بر ج...

او می‌بیندعادت نشود غیبت تو کاش برایمای آنکه بدون تو یتیم اس...

هر سنگ که بر سینه زدم، نقش تو بگرفتآن هم صنمی بهر پرستیدن من...

دیده‌ای آن‌چه تماشا نشود با هر چشمو کسی جز تو ندید آن‌همه زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط