{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 10 the and

part 10 the and

+رفتیم یه جا نشتیم 
جیهوپ: هیونگ  بنظرت اشکالی نداره بریم سوجو بیاریم؟
نامجون: اوم ا.ت که نمیتونه مشروب بخوره
+یاااا هیونگ خیلیم  میتونم 
جین : نمیشه ا.ت 
جیمین: بلع چانگ ا‌.ت نمیتونی مشروب بخوری 
+،یاااا میخوام خوبب
_ا.ت نمیخوری تمامممممممممم
+عیششششششش
+* در گوش یونگی * باشه مستر یونگی شب قشنگمونو رو خراب کردی 
_،* در گوش ا.ت* نترس بیب خراب نمیکنم امشبم هست 
+بشین تا بدم بت
_بزور میکنمت
+باشه حالا اگه تونستی بکنم 
 * چند ساعت بعد *
+اوففف هیونگ خستمه بریم خونه
،جیمین: یکم دیگه صبر کن 
جین: ارع یاععع یاععع یاععع 
_الان چرا میخندی؟
جین: به تو چه 
جیهوپ: بسه دیگه 
تهیونگ: منم موافقم ا.ت عزیزم نمیشع دیگه
+اما ...باش
+بعد از مهمونی رفتم خونه:/ خو باید بریم کجا میخوایم بریم آخه
سریع رفتم خودمو انداختم تو حموم خخخ آب  گرم رو باز کردم رفتم زیرش 
بعد از یه حموم حسابی رفتم بیرون پسراهم لباساشون رو عوض کرده بودن و رو مبل نشسته بودن
رفتم خودمو تو بغل یونگی جا کردم 
_چیه؟ 
+برای اومدن تو بغل معشوقم اجازه نیاز هست ایا؟ 
_ارع 
+باشه اصن 
+بلند شدم رفتم تو اتاق 

............

یونگی ویو: 
_نراحت شد؟
نامجون: ارع 
جین : میزاشتی بشینه رو پات
جیهوپ: برو نازش بکش هیونگ 
جیمین: پاشو براش کیک ببر
تهیونگ: جیمین راست میگه براش خوراکی ببر 
کوک: ارع ارع شیرموز دوست داره ببر براش 
یونگی ویو:
رفتم براش خوراکی بردم تو اتاق 
_هعییی چرا مثل بچه ها تو پتو رفتی آخه
+برو بیرون قهرم اصن 
_بیب دلت میاد؟
+هاااا تو دلت میاد نزاری بشینم رو پات 
_بیا برات شیرموز آوردم
+* بیرون اومدن از زیر پتو * آقای محترم اگه فکر کردی میتونی با شیرموز خرم کنی درست فکر کردی 
_میدونم * رفتن رو تخت *
ا.ت ویو:
+یونگی اومد طرفم و بغلم کرد
_میدونی دوست دارم نه؟
+ارع میدونم
_با حس شده بودم هاا خرابش کردی:/
+همینه که هست 
_ععع اینجوریه * شروع به قل قلک دادن*
+عععع یونگی نکننننن فاخخخخخ
_حرف بزن مین ا.ت بگو عاشقتم معشوقم
+ولممم کننن با تخخخخ بگممم اییی خخ
_نچچ بگوو ببینم 
+عاشقتم معشوقه‌یییی گربمممم 
_*بغل کردن اون* گربه خودتی 
+نچ 
_دوست دارم 
+منم دوست دارم 


خووو آخرش بد شد  ولی چه کنیم دیگه
دیدگاه ها (۱)

خوب دوزتان گلممممماهممم ا.ت + ۲۰ سالشه جین _ ۲۲ سالشه بگو ما...

part 1 : عشق مرگ بار من .ت ویو:+مثل همیشه تو کافه  کار می‌کر...

part 9نامجون: خوبه _کوک خیلی اذیت می‌کرد کوک: کیییییی مننننن...

part 8یااا بسه اصن خودم لباس انتخاب می‌کنم شماهم برید انتخاب...

سناریو:وقتی ا/ت با تهیونگ میره فروشگاه و یه عروسک بزرگ میخره...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

my little mochi:part28جیمین ویو:(پرش زمانی به چهار ماه بعد)چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط