اسم فیک:ولی تو نمیدونی من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی من عاشقتم
پارت :۱۷
+میگم میشه دیگه بریم خونه
_آره چرا که نه ات
+ممنونم جونگکوکی
۶ ماه بعد
+منو جونگکوک تو این ۶ ماه به هم نزدیک تر شدیم دروغ چرا احساس میکنم یه حسایی بهش دارم جونگکوک یه پسر داره به اسم چهوان خیلی نازه طوری که دلم میخواد اون لپای نرمالشو گاز بگیرم .
امروز قراره منو کوک و چهوان بریم لب دریا خوشگذرونی پس رفتم. توی اتاقم چون دیشب حموم بودم به حموم احتیاجی نداشتم یه لباس ساحلی. کره ای پوشیدم و بجای آرایش کمی تینت قهوه ای به لبام زدم .
قرار بود کوک با چهوان بیان دنبالم پس کمی صبرکردم .
حدود چند ساعتی گذشته بود دیگه کم کم داشتم نگران میشدم بدنم از استرس اینکه ممکنه براشون اتفاقی افتاده باشه میلرزید .
تا خواستم زنگ بزنم یهو با چندتا بوقی که از خیابون تا اینجا به گوش میرسید ایستادم .
اما بعدش پرده ی پنجره رو کنار زدم و دیدم که کوکو و چهوانن .
کیفمو برداشتم و از خونه زدم بیرون رفتم سوار ماشین کوک شدم.
+سلام کوک سلام چهوان کوچولو (با لبخند )
^_سلام ات
+فک نمیکنید خیلی دیر اومدید زهره ترک شدما
_ببخشید ات. چون داریم میریم ساحل و از قبل همه چی برنامه ریزی شده است چندتا چیز دیگه هم بهش اضافه کردم.
+باش هر چی تو بگی. (با خنده )
فعلا تا همینجا تونستم بنویسم و بنظرم چون خیلی این فیک خوب نبود تصمیم گرفتم زود تمومش کنم و پارت بعدی که میشه. ادامه پارت ۱۷ فیک تموم میشه🫡🫡
پارت :۱۷
+میگم میشه دیگه بریم خونه
_آره چرا که نه ات
+ممنونم جونگکوکی
۶ ماه بعد
+منو جونگکوک تو این ۶ ماه به هم نزدیک تر شدیم دروغ چرا احساس میکنم یه حسایی بهش دارم جونگکوک یه پسر داره به اسم چهوان خیلی نازه طوری که دلم میخواد اون لپای نرمالشو گاز بگیرم .
امروز قراره منو کوک و چهوان بریم لب دریا خوشگذرونی پس رفتم. توی اتاقم چون دیشب حموم بودم به حموم احتیاجی نداشتم یه لباس ساحلی. کره ای پوشیدم و بجای آرایش کمی تینت قهوه ای به لبام زدم .
قرار بود کوک با چهوان بیان دنبالم پس کمی صبرکردم .
حدود چند ساعتی گذشته بود دیگه کم کم داشتم نگران میشدم بدنم از استرس اینکه ممکنه براشون اتفاقی افتاده باشه میلرزید .
تا خواستم زنگ بزنم یهو با چندتا بوقی که از خیابون تا اینجا به گوش میرسید ایستادم .
اما بعدش پرده ی پنجره رو کنار زدم و دیدم که کوکو و چهوانن .
کیفمو برداشتم و از خونه زدم بیرون رفتم سوار ماشین کوک شدم.
+سلام کوک سلام چهوان کوچولو (با لبخند )
^_سلام ات
+فک نمیکنید خیلی دیر اومدید زهره ترک شدما
_ببخشید ات. چون داریم میریم ساحل و از قبل همه چی برنامه ریزی شده است چندتا چیز دیگه هم بهش اضافه کردم.
+باش هر چی تو بگی. (با خنده )
فعلا تا همینجا تونستم بنویسم و بنظرم چون خیلی این فیک خوب نبود تصمیم گرفتم زود تمومش کنم و پارت بعدی که میشه. ادامه پارت ۱۷ فیک تموم میشه🫡🫡
- ۱.۳k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط