عشق زیبای من
# عشق زیبای من
Part7
ات و جونگ کوک داخل رفتن و ات چندتا لیوان گذاشت و شروع کردن ب نوشیدن
ات:خب دیگه بیا بریم بخوابیم(خیلی مست)
کوک:چشم زیبای من(خیلی مست)
ات و کوک رفتن که بخوابن
ویو فردا صبح
کوک:از خواب بیدار شدم دیدم ات نیستش صداش زدم بازم نبود ب گوشیش نگا کردم و دیدم که گوشیشو نبرده پس گوشیشو خاموش کردم رفتم پذیرایی و با یه نامه برخورد کردم
نامه:سلام جونگ کوک من دیشب فک کردم دیدم ما مناسب هم نیستیم ببخشید ولی من نمیخوام با تو باشم از این به بعد هم کلاس نمیام و از خونه رفتم چون منتظرم تو بری
کوک:ای دختر لعنتییییی...
کوک کتشو پوشید و از خونه ات رفت بیرون
کوک:توی راه همش داشتم به ات فک میکردم یعنی چی اخهههه چرااا ات این حرفو زد هوففف...
کوک:هوففف باید برم کلاس
کوک:به کلاس رفتم و اسامی کلاسمو چک میکردم چشمم به اسم ات افتاد بغضم گرفت بیخیال شدم و کلاسم و ادامه دادم
ویو بعد از کلاس:
بعد از کلاس به خونه رفتم و خواستم به ات زنگ بزنم تا حداقل به کلاسش برگرده
کوک:ات برگرد کلاست بخدا جوری رفتار میکنم که انگار نمیشناسمت لطفا برگرد.....
Part7
ات و جونگ کوک داخل رفتن و ات چندتا لیوان گذاشت و شروع کردن ب نوشیدن
ات:خب دیگه بیا بریم بخوابیم(خیلی مست)
کوک:چشم زیبای من(خیلی مست)
ات و کوک رفتن که بخوابن
ویو فردا صبح
کوک:از خواب بیدار شدم دیدم ات نیستش صداش زدم بازم نبود ب گوشیش نگا کردم و دیدم که گوشیشو نبرده پس گوشیشو خاموش کردم رفتم پذیرایی و با یه نامه برخورد کردم
نامه:سلام جونگ کوک من دیشب فک کردم دیدم ما مناسب هم نیستیم ببخشید ولی من نمیخوام با تو باشم از این به بعد هم کلاس نمیام و از خونه رفتم چون منتظرم تو بری
کوک:ای دختر لعنتییییی...
کوک کتشو پوشید و از خونه ات رفت بیرون
کوک:توی راه همش داشتم به ات فک میکردم یعنی چی اخهههه چرااا ات این حرفو زد هوففف...
کوک:هوففف باید برم کلاس
کوک:به کلاس رفتم و اسامی کلاسمو چک میکردم چشمم به اسم ات افتاد بغضم گرفت بیخیال شدم و کلاسم و ادامه دادم
ویو بعد از کلاس:
بعد از کلاس به خونه رفتم و خواستم به ات زنگ بزنم تا حداقل به کلاسش برگرده
کوک:ات برگرد کلاست بخدا جوری رفتار میکنم که انگار نمیشناسمت لطفا برگرد.....
- ۸.۶k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط